ویرگول
ورودثبت نام
°یک عدد زهرا •
°یک عدد زهرا •دانشجوی انیمیشن علاقه مند به نوشتن :) اینستاگرام وتلگرام @zahra_ghasemyzadeh
°یک عدد زهرا •
°یک عدد زهرا •
خواندن ۴ دقیقه·۶ ماه پیش

"فراموشم نکن"

گل فراموشم نکن
گل فراموشم نکن

_ داستان گل فراموشم نکن رو قبلا شنیدی؟
یه گل آبی کوچولوبوده وسط یه رودخونه‌ی بزرگ.دختر داستانمون عاشق گل میشه.پسر داستان سینه سپر می‌کنه و خودشو میندازه وسط رودخونه. موقع برگشت و دادن گل به دختر آب شدیدتر میشه و با خودش پسر عاشقمونو میبره.همون موقع داد میزنه فراموشم نکن!
یه داستان دیگه هم داره.
میگن خدا وقتی داشته به گلها رنگ یا اسم می‌داده این گل کوچیکمون گفته: "فراموشم نکن" خدا هم به اون رنگ آبی داده وقول داده که فراموشش نکنه.از اون موقع اسمش"گل فراموشم نکنِ". 
این گلا رو می‌بینی تو دستم؟!
اینا همون گلای کوچولوی آبی‌ان.همون گلی که می ترسید فراموش بشه.همون عاشقی که فراموش نشد. می‌گفتن هرجا اسم این گل بیاد، معشوق عاشق رو یادش میمونه...خنده داره نه؟! امتحانش کردم جواب نداد...
من روی جانماز برات اون گلا رو دوخته بودم،بهت دادمشون؛ اونو دیدی؟
توی نامه هایی که برات فرستاده بودم نوشته بودم :
"حتی اگه خیلی هم دوسم نداشتی فراموشم نکن، فراموشم نکن".
نامه هارو خوندی؟
تو منو یادت رفت. حتی قبل اینکه ازت درخواست کنم فراموشم نکنی؛ منو یادت رفته بود... خیلی وقت قبل...دقیقا چندسال قبلش!
خنده داره نه؟ من تو رو یادم مونده... انگار گل فراموشم نکن منو نفرین کرده و کاراییش برعکس شده! انگار قراره من تا آخر عمرم تو رو یادم باشه:)
چشمات...چشمات... اون روزی که آفتاب غروب پنج و نیم، شش عصر افتاده بود توی چشمات... اون روز توی چشمات ستاره می دیدم.خیلی قشنگ بودن خیلی. دلم براشون تنگ شده... الان می‌بینمشونا چون روبرومی ولی مثل اون روز نیست.گرمم نمی کنه. قلبمو از سینم نمی‌کنه بندازه پایین. قلبم یه جوری صدا نمی‌ده که بترسم متوجهش بشی.
گل فراموشم نکن گل قشنگیه مگه نه؟ایناهم برای تو چیدم. وسط رودخونه بودن. همون رودخونه ی پر جوش و خروشی که ایرج میرزا می‌گفت. عیب نداره اگه جاهامون عوض شده...
همیشه که طرف عاشق‌تر نباید مرد باشه، هرچند می‌گن رابطه‌ای که مرد عاشق‌تر باشه موندگار‌تره! ما که ندیدیم.هرکی دیده خوش به حالش...
آها چی داشتم می گفتم؟! گل. آها گل. این گلا رو برای تو چیندم. اونا رو یادت نره. اگه اونو یادت بره خدا قهرش می‌گیره. چون خدا هم قول داده اونو یادش نره :)
کاش به منم قول می‌داد منو یادش نره. یا یه کاری کنه من از یادت نرم.نمی‌دونم یه طوری بود که می‌دونستم دلتنگیام دوطرفه‌اس.
نه من تنها و فراموش شده یه گوشه با گلایی که هیچوقت فراموش نمیشن بشینم و زار‌بزنم!
خیلی حرف می‌زنم نه؟ می‌دونم. از هیجانه. تورو دوباره دیدم و اکسی توسین و دوپامینو و همه ی اینا زیاد داره توی خونم پمپاژ میشه...
نمی‌دونم چی دارم می‌گم و تو خوب می‌دونی که نمی‌دونم چی دارم می‌گم!
ولی می‌شه فقط نگام‌ نکنی؟ می‌شه بگی منو یادت مونده؟ می‌شه وقتی صدات می‌زنم یه طوری نگام کنی انگار بینمون یه عالمه راز هست که مخصوص ما دوتاس؟ می‌شه فقط یکم دوسم داشته باشی؟ می‌دونم نداری چون اگه داشتی یه کاری می‌کردی ولی نکردی،پس نداری ولی یکم تلاش کن دوسم داشته باشی. من خوشحال می‌شم.
خوشحالیم برات مهمه؟! سوال عجیبی پرسیدم...کسی که منو یادش رفته چجوری خوشحالیم براش مهمه؟
نمی‌دونم چطوری ازت خداحافظی کنم...چطوری ازت دل بکنم؛نمی‌دونم!
می‌دونم تو منو فراموش کردی.می‌دونم تو برای من نیستی...همه چی رو می‌دونم ولی من همیشه دنبال تو می‌گردم...هنوزم همیشه دنبال تو می‌گردم.
هنوزم دلم برات تنگ میشه و هنوزم دلم می‌خواد باز یه فرصت دو ساعته ی دیگه گیرم بیاد تا دو ساعت دیگه نگات کنم! من به کمِ تو قانعم!
من این‌همه حرف زدم و تو فقط زل زدی به من...
حتی سعی نمی کنی پلک بزنی...آها پلک زدی.یه لبخند و وای چال گونه‌اتو به رخم می کشی! مگه نمی‌دونی برام حکم مثلث برمودا رو داره؟ از قصد می کنی، نه!
کجا داری می‌ری؟ چرا از روی کاناپه پا شدی؟ تو آشپزخونه ام مگه من؟ بیا بشین روبروم دوباره! لطفا !
من انقدر زیاد حرف زدم،تو تشنت شده؟ مثل همیشه کم حرفی!
گلا رو میذارم روی میزت. بوسه ای روی چال گونه‌ات می‌کارم:)
یکم می لرزی و موهای تنت سیخ می‌شه. دست می کشم لای موهات. دستتو میاری لای موهات که دستم می‌خوره به دستت...
من همینقدر از تو برام کافیه! خم می‌شم توی گوشت می‌گم: "فراموشم نکن".
از در سالن دارم میام بیرون.صدای تلویزیون میاد.نمی‌دونستم اخبار می‌بینی!
_
دختری ناشناس با دسته گلی از گل های فراموشم نکن، داخل آب رودخانه پیدا شده. اگر شخصی در نزدیکان شما گمشده است و با این فرد تطابق دارد؛ برای شناسایی بیشتر و اطمینان به سردخانه مراجعه کنید.
برمی‌گردم نگات می کنم.نمیدونم چطوری از پشت سرت صورتتو می‌بینم ولی اشکتو می‌بینم.از روی گونه ات سرمی‌خوره.لباتو می‌بینم که داره تکون می‌خوره. صداتو می‌شنوم : "فراموشم نکن ، فراموشت نکردم"
لبخند می‌زنم.حالامی‌تونم برم !

#زهراقاسمی_زاده

داستاندلنوشتهعاشقانه
۸
۰
°یک عدد زهرا •
°یک عدد زهرا •
دانشجوی انیمیشن علاقه مند به نوشتن :) اینستاگرام وتلگرام @zahra_ghasemyzadeh
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید