شما هم اگر مثل من تجربهی ضربه خوردن از ایدهآلگرایی را داشته باشید یا بهتر از آن تاثیر حضور به موقع در بازار را دیده باشید. حتما میدانید سرعت بالا در توسعه محصول چقدر مهم است.
The only way to win is to learn faster than anyone else.
~ Eric Ries
اریک ریس هم در کتاب The Lean Startup تمام تلاشش را کرد تا به ما نشان دهد که راه موفقیت در یادگیری سریع است. توسعه محصول را سریعتر کنید و با ورود به بازار از مشتریانتان یاد بگیرید و بر اساس نیاز، محصول را بهبود دهید. مدیران و سرمایهگذاران نیز از اهمیت حضور به موقع دربازار مطلع هستند و همیشه تلاش میکنند تیمها را به این سمت هدایت کنند.
اما در این میان طراحان رابط کاربری و تحلیلگران تجربه کاربری برای ایجاد محصولی خوب نیاز به زمان مناسبی دارند که با توجه به منابع محدود، معمولا این زمان مناسب به این راحتیها بدست نخواهد آمد.
این سوالی بود که هفتهی پیش در کارگاه مدیریت محصولی که با تیم خوب باسلام داشتم مطرح شد و من را حسابی به فکر برد که در سالهای گذشته برای این موضوع چه کارهایی در فرایند توسعهی محصول صباایده(فیلیمو و آپارات) انجام دادهایم...

اگر در تیم محصول مشغول به کار باشید به احتمال زیاد عکس بالا را دیدهاید میدونید که مدیریت محصول یعنی ایجاد همبستگی و توازن بین تکنولوژی، مشتری و تجارت است. یعنی باید از حقوق هر سه گروه دفاع کنید!
هر کدوم از این بخشهای محصول به تنهایی معنا نمیدهد و حتی یک وجه را هم نمیشود حذف کرد پس باید راهی پیدا کنید تا در سرعت بالای توسعه، مشکلات و پیچدگیهای نرمافزاری(Tech) را حل و محصولاتی با کیفیت(UX) را در زمان مناسب(Business) به دست مخاطب برسانید.
موارد زیر، برخی از راه حلهای ما برای افزایش سرعت در فرایند طراحی رابط کاربری، بهبود تجربهی کاربری و انجام User Research بوده:
من سالها طراح رابط کاربری بودم و دغدغهی طراحی ایدهآل و با کیفیت را درک میکنم. اما الان به عنوان مدیر محصول میدونم طراحی ایدهآلی که به موقع وارد بازار نشود فایدهای ندارد و نه کاربر را خوشحال میکند و نه به توسعه کسب و کار کمکی خواهد کرد.
به عنوان طراح با یکدست کردن طراحیها میتوانید زمان مناسبی را برای عمیق شدن در طراحی بدست آورید. برای مثال با یکدست کردن طراحی اپلیکیشن Android و iOS زمان شما دو برابر خواهد شد و با یکی کردن طرح نسخهی موبایل وب، AMP و PWA دوباره تا سه برابر زمان اضافه دارید.
نکته: دقت کنید در یکدست کردن طراحی به تفاوتهای رفتاری مهم iOS و Android توجه کرده باشید.
این مورد از نظر تجربه کاربری الزامیست که فرایندهای کاربر در نسخههای مختلف تا حد ممکن یکی باشد. اگر شما برای یک فرایند تصمیمی گرفتهاید روی تمامی نسخههای مختلف محصولاتان همان مسیر را بروید و هر سری به این فکر نکنید که الان روی این نسخهی جدید فرایند را از اول طراحی کنید و چرخ محصولتان را دوباره اختراع کنید.
نکته: این مشکل معمولا زمانی پیش میآید که طراح اپلیکیشن موبایل شما با طراح وبسایت شما متفاوت باشد و اطلاعی از فرایندهای مشترک نداشته باشند و هماهنگی بین این دو شخص انجام نشود.
با توجه به راحتی توسعه در نسخه وب معمولا نسخهی وب محصولات بروزتر از نسخه اپلیکیشن آنها هستند. اما این موضوع یکی از مواردی هست که به شدت کار شما را در توسعه محصول عقب میاندازد و میتواند تجربهی کاربری یک محصول را بسیار کاهش بدهد.

ما سال پیش تلاشمان را کردیم تا نسخهی iOS، Android، Web فیلیمو از نظر امکانات یکی شوند و با اینکار زمان بسیاری برای تمرکز بر بهبود فرایندها بدست آوردیم و وقتی تمرکز بر افزودن امکانی جدید داریم، این امکان میتواند هم زمان روی تمامی نسخههای فیلیمو اضافه شود.
در صورتی که قبلا این مشکل را داشتیم که وقتی ما تمرکزمان روی توسعه امکانی جدید بر روی نسخه وب بود، مجبور بودیم همزمان به افزودن امکان قبلی روی Android و امکانی قدیمیتر برای iOS نیز فکر کنیم که ماهها از آن گذشته بود و خیلی از نکات را از یاد برده بودیم و این باعث کاهش کیفیت محصول میشد.
گاهی وقتها انقدر درگیر کار میشویم که یادمون میره که داریم هر ماه کارهایی تکراری انجام میدهیم:
به کارهایی که در روزهای شلوغ سال پیش انجام دادهاید نگاهی بیندازید. طراحی و توسعهای که شاید یکبار بیشتر لازم به انجامش نبودیم. شاید فقط کافی بود طرح گرافیکی یک صفحهی فرود تغییر کند تا بتوان کمپینی جدید اجرا کرد.
شما به عنوان طراح رابط کاربری میتوانید هوشمندانه عمل کنید و عناصر و صفحاتی بسازید که قابل استفادهی مجدد باشند. شما باید از بالا به محصولتان نگاه کنید...
بنظر من مهمترین بخش طراحی تجربه کاربری، فرایند User Research است که معمولا وقتگیر است و در مواقع شلوغ(اکثر مواقع) کنار گذاشته میشود. برای جلوگیری از پشت گوش انداختن User Research، همهی شیوههایی که بازخورد میگیرید را مشخص کنید و سپس این سه موضوع را روی شیوههایتان بررسی کنید:
برای نمونه ما این سه موضوع را اینگونه انجام دادیم:

تا حالا سعی کردید با گوش دادن به تلفن کاربران مشکلات محصول را کشف کنید؟ آیا هنوزم از این شیوه استفاده میکنید؟
تجربه ما در پیدا کردن مشکلات در فرایند تماس تلفنی شکست خورده بوده به دو دلیل:
بررسی مشکلات کاربران از روی تلفن و ایمیل کار وقتگیری است و برای همین ما پشتیبانی آنلاین(چت) را به فیلیمو اضافه کردیم تا راحتتر بتوانیم مشکلات را بررسی کنیم. و با توجه به راحت بودن استفاده از چت آنلاین کاربران نیز مشکلات غیر فنی و تجربه کاربری را به راحتی از طریق چت آنلاین بیان میکنند.

یک پنل پشتیبانی طراحی کردیم تا هنگامی که پشتیبان وضعیت کاربر را در پنل بررسی میکند مشکل پیش آمده را هم با یک سری دستهبندی و برچسب در سیستم ثبت کند و خروجی این دادههای کیفی به صورت کمی بر روی نمودار نمایش داده میشود.

یک تلویزیون در سالن عمومی شرکت قرار دادیم و مشکلات کاربران را در لحظه از چت پشتیبانی میگیریم و روی این تلویزیون نمایش میدهیم و از دادههای موجود براساس تکرار کلمات کاربران Word Cloud ایجاد میکنیم.
این شیوه سه ارزش به تیم ما اضافه کرده است:
همانطور که برای فرایندهای کیفی میتوانیم سرعت تحقیق و بررسی را بالا ببریم قطعا برای فرایندهای بررسی کمی باید راههایی وجود داشته باشد. در این زمینه ما سه تجربهی خوب داشتیم:
چندین سال پیش برای جمعآوری دادههای رفتاری مجبور بودیم داخل کد تغییرات جاوا اسکریپتی زیادی بدهیم تا چند Event آنالیتیکس ساده را ارسال کنیم. بعد از آمدن Google Tag Manager این کار بسیار راحت شد و به تازگی برای در دسترس قرار دادن این امکان، چند Data Attribute ساده تعریف کردیم تا هر عضوی از تیم فنی بدون نیاز به دونستن کار با GTM و GA بدون هیچ وابستگی بتواند دیتای مورد نظر خود را بدست بیاورد.

با این کار وقت ما آزادتر شده تا بتوانیم روی مسائل دیگر تمرکز کنیم.
فرض کنید شما میخواهید نرخ کلیک را بدست بیاورید. راحتترین کار روی وب این است که وقتی دکمه شما دیده میشود یک Event به عنوان "نمایش" به آنالیتیکس بفرستید و وقتی هم روی دکمه کلیک شد یک ایونت "کلیک" ارسال کنید. و در آخر تعداد کلیک را بر تعداد نمایش تقسیم کنید و به نرخ کلیک برسید.
به نظر ساده میآید اما این شیوه یک مشکل کوچک اما وقتگیر دارد: شما برای بررسی عدد نرخ کلیک همیشه نیاز به انجام یک محاسبه دارید و این مانند زمانی میماند که تلویزیون UX ما در سالن عمومی وجود نداشت! یعنی برای تحقیق مجبور بودیم وقت بگذاریم و در یک زمان مشخص چتهای پشتیبانی را بررسی کنیم. اما تلویزیون باعث شد ما هر لحظه نتیجه را ببینیم و خیلی وقتها مشکلات خودشون را به ما نشان میدهند بدون اینکه دنبالشان باشیم!
برای "جلوگیری از وقت گذاشتن برای محاسبه" و جلوی چشم بودن نتیجه نهایی در مثال بالا یک راه حل ساده وجود دارد:

در این مثال برای بدست آوردن نرخ کلیک دیگر نیازی به محاسبه ندارید و نرخ کلیک همیشه مقابل چشم شما در ستون Avg. Value قرار دارد.
راه حلهایی پیدا کنید که بازخوردهای کیفی و کمی با شما صحبت کنند بدون اینکه شما دنبالشون بگردید!
شبیه به مثال قبلی که نتیجه را در دسترس قرار دادیم، ما برای بررسی کیفیت ردیفهای مختلف فیلم در فیلیمو نیاز به سیستمی مشابه داشتیم که هر ردیف جدیدی که به هر صفحهای اضافه میشود به صورت خودکار سنجیده شود.

این کار را با اضافه کردن اتوماتیک اسم خاص به هر صفحه و هر ردیف و همینطور ارسال خودکار اطلاعات به گوگل آنالیتیکس روی وب انجام دادیم در نتیجه اگر هر صفحهی جدیدی ایجاد و یا هر ردیفی تغییر کند به راحتی فقط با باز کردن صفحه ایونت گوگل آنالیتیکس به راحتی میتوانیم تاثیر ردیفها و صفحات جدید در تماشای فیلم را بسنجیم.
به عنوان طراح و توسعه دهنده سعی کنید ترمز محصول نشوید و با ایجاد راههای خلاقانه کیفیت محصولتان را در سرعت بالا و روزهای شلوغ توسعه حفظ کنید
کارهای بسیاری از نظر فنی و مدیریت منابع میتوان انجام داد تا زمان آزاد برای بهبود محصولات ایجاد کنیم. سعی کنید راههای توسعه سریع و با کیفیت محصول خود را کشف کنید...
شما هم از تجربیاتتون بگید، چطور سعی میکنید کیفیت محصول را در سرعت بالای توسعه حفظ کنید؟
اگر این مطلب برایتان مفید بوده برای کسایی که فکر میکنید این مطلب را دوست دارن بفرستید و اگر خیلی با مطلب حال کردین، میتونید یه قهوه مهمونم کنید: دونیت قهوه!