فاجعه های اینجانب

پس از خواندن یکی از نوشته های قدیمیم
پس از خواندن یکی از نوشته های قدیمیم

همان گونه که مورد استحضارتون هست من هم مانند هشتاد میلیون ایرانی در نبود اینترنت از بیکاری حوصلم سر رفته است، برای رفع این مشکل به سراغ نوشته های قدیمی خود رفتم، قدیمی ترین آنها برای تابستان کلاس ششمم بودند و من حال کلاس دهم هستم🙏🏻

نوشته هایم را می خواندم و سرم را دائما به دیوار می‌کوبم متون قدیمیم از می می نی¹ ضعیف تر عمل میکنند و من آن زمان بعد نوشتن هرکدام از آنان به توهم نویسندگی عمیقی دچار میشدم که حتی فکر کردن به آن توهم دلیل مناسبی برای خودکشیم است تا الان نزدیک به ۱۴ پست را پاک کردم و به خود اندکی امید دادم که تو بچه بودی(الان هم هستم) نادان بودی(الان هم هستم) و بعید نیست همچین نوشته هایی.

به واسطه ی نوشته های ارزشمندم زندگیم را یک دوره کردم و دیدم در اکثر کارها که در آن زمان که مبتدی ترین انسان در آن حرفه بودم یک موجود احمق مدعی متوهم بودم که فکر میکردم آثار/کارهایم شاهکار خدا هستند، و ترسی که مرا فرا گرفته است این است که من همچنان یک موجود احمق مدعی متوهم هستم و نگاه خودم از آینده روی زندگیم سنگینی می‌کند چرا که مطمین هستم قرار است یک سال دیگه تمام نوشته ها نقاشی ها و ما بقی آثار حال حاضرم را پاره و نیست و نابود کنم چرا که قطعا آنها خزعبلات اینجانب هستند

بسیار از خواندن نوشته های قدیمیم پشیمان هستم به آن دلیل که بنده حوصله ی اضافه شدن یک ترس جدید در این هاگیر واگیر نداشتم🤗

____________________________________________

۱: می می نی یک کتاب کودک همراه با شعر فوق العاده راجب زندگی روزمره یک میمون به اسم می می نی در کنار اعضای خانوادش( مادر پدر و خواهر بزرگتر)

پس از خواندن ۱۴ تا از نوشته های قدیمیم
پس از خواندن ۱۴ تا از نوشته های قدیمیم