استاندارد دوگانه و تناقض جمهوری اسلامی و حامیانش : یک بام و دو هوا
امروز ۲۲ بهمنه. سالروز وقوع انقلاب ۵۷. محبوب ترین و مقدّس ترین روز سال به لحاظ سیاسی در نظر جمهوری اسلامی و حامیانش. جمهوری اسلامی و حامیانش مدّت هاست که هر سال این مناسبت مذکور رو با برگزاری راهپیمایی های خیابونی در اقصی نقاط کشور جشن می گیرن. جشن می گیرن که در سال ۵۷ هجری شمسی با تظاهرات خیابونی نظام شاهنشاهی پهلوی رو براندازی کردن. جشن می گیرن که جمهوری اسلامی و ولایت فقیه ابداع و ایجاد شد.
امّا این مطلب درباره ی خود مناسبت ۲۲ بهمن یا راهپیماییش یا تاریخچه اش یا جمهوری اسلامی یا حتّی نفس انقلاب ۵۷ به عنوان یک تغییر و تحوّل سیاسی کلان نیست. درباره ی پیشینه ی تاریخی یکی از شبهات و ایرادات بنی اسرائیلی جمهوری اسلامی و حامیانش راجع به قیام های مردم بر ضدّ جمهوری اسلامی هست : « اغتشاش » ، « اغتشاشات » ، « آشوب » ، « آشوبگری » ، « تخریب » ، « تخریب گری » ، « اخلال » ، « اخلالگری » ، « ناامنی » ، « ناآرامی » ، « تروریسم » ، « اقدام علیه امنیت ملی » ، « برهم زدن نظم و امنیت » ، ...
شما خوانندگان و کاربران ویرگول چه موافق جمهوری اسلامی و انقلاب ۵۷ باشید و چه مخالف جمهوری اسلامی و انقلاب ۵۷ باشید؛ در هر دو صورت حتماً این کلمات و لغات و الفاظ فوق الذکر بالا به گوشتون آشناست. این کلمات و لغات و الفاظ فوق الذکر بالا، کلیدواژه های پربسامد و پرتکرار در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی و حامیانش برای تقبیح و تکفیر قیام کنندگان و قیام بر ضدّ جمهوری اسلامی هست. جمهوری اسلامی و حامیانش همیشه در مقابل تمام قیام های این چند دهه ی اخیر گذشته از جمله قیام ۷۱ مشهد ، قیام ۷۸ کوی دانشگاه ، قیام ۸۸ ( جنبش سبز ) ، قیام دی ۹۶ ، قیام آبان ۹۸ ، قیام تابستون ۱۴۰۰ و پاییز ۱۴۰۰ ( مرتبط با مشکلات آب و کشاورزی در خوزستان و اصفهان ) ، قیام ۱۴۰۱ ( جنبش زن زندگی آزادی ) و قیام دی ۱۴۰۴، بلااستثناء از این کلیدواژه های فوق الذکر بالا استفاده کردن تا قیام رو مذمت کنن و قیام کنندگان رو ملامت و شماتت کنن. استفاده از این کلیدواژه های فوق الذکر بالا برای توصیف و توضیح قیام ها، همیشه چند فایده به نفع جمهوری اسلامی داشته و داره :
۱_ مشروعیت و مقبولیت و حقّانیت و ضرورت و صحّت و وجاهت قیام رو زیر سؤال می برده و می بره. محبوبیت و صلاحیت و وثاقت و لیاقت و حرمت و حیثیت قیام کنندگان رو هم زیر سؤال می برده و می بره. چرا؟ چون قیام خشن، کمتر از قیام مدنی مسالمت آمیز و خشونت پرهیز، پسندیده ویا پذیرفته می شه.
۲_ قیام و قیام کنندگان رو در جامعه، منفور و مغضوب و مطرود و مشمئز کننده می کرده و می کنه. قیام کنندگان رو در نظر مردم علی الخصوص قشر خاکستری، بدنام و مردم علی الخصوص قشر خاکستری رو نسبت به قیام و قیام کنندگان، شکّاک و نگران و هراسان و گریزان و بدگمان و بدبین یا حتّی بعضاً از قیام و قیام کنندگان، متنفّر و منزجر می کرده و می کنه. چرا؟ چون عمده و عموم مردم ایران علی الخصوص قشر خاکستری، هرگز با هرج و مرج و بی ثباتی و بی نظمی کنار نمیان و همیشه تمایل و تأکید داشتن و دارن که بر اثر قیام، به ثبات و امنیت و آرامش خدشه وارد نشه.
۳_ باعث امتناع و اجتناب و احتراز مردم علی الخصوص قشر خاکستری از موافقت با قیام ویا پیوستن و کمک به قیام می شده و می شه. پس بنابراین در نتیجه از این طریق، مانع افزایش گستره و مدّت و جمعیت و رشد و شدّت و حدّت قیام می شده و می شه. چرا؟ هم به دلیل علّت مذکور مورد فوق الذکر ۲ و هم چون عمده و عموم مردم علی الخصوص قشر خاکستری، رادیکالیسم رو نمی پسندن ویا نمی پذیرن.
۴_ باعث توجیه و تطهیر سرکوب و باعث تثبیت و تمدید و تشدید و تحکیم و تقویت سرکوب و باعث ایجاد بهانه برای سرکوب می شده و می شه. چرا؟ چون سرکوب باید وجهه ی خوب و دلیل و برهان محکمه پسندی داشته باشه که نه عقل و منطق رو نقض کنه و نه شرافت و کرامت و وجدان و انسانیت و اخلاق رو نقض کنه.
۵_ باعث قوّت قلب گرفتن و آسودگی خاطر و تشجیع سرکوبگران در راه سرکوب می شده و می شه. چرا؟ چون سرکوبگران باید متقاعد می شدن و بشن که دارن کار درست رو انجام می دن. نباید دچار عذاب وجدان و احساس گناه می شدن و بشن. وگرنه در غیر این صورت، اونطور که جمهوری اسلامی توقّع داشت و داره؛ هم بی رحمانه و هم بی قید و شرط و بی چون و چرا، سرکوب نمی کردن و نمی کنن.
۶_ با تحریک و تشویش قیام کنندگان، در ابتدا باعث رادیکالیزاسیون قیام، بعد پس بنابراین در نتیجه از این طریق، باعث کاهش گستره و مدّت و جمعیت و رشد و شدّت و حدّت قیام به طور غیرمستقیم می شده و می شه. چرا؟ به دلیل علّت مذکور مورد فوق الذکر ۳.
۷_ از طریق تحقیر و تذلیل و استخفاف قیام کنندگان، باعث تضعیف روحیه ی قیام کنندگان می شده و می شه. چرا؟ چون قیام کنندگان به اشتباه اینطور تفسیر و تلقّی و تصوّر می کردن و می کنن که نادون ویا ناتوان ویا خوار بودن و هستن و جدّی گرفته نمی شدن و نمی شن.
۸_ بر اثر عقب نشینی قیام کنندگان و شکست یا تضعیف یا توقّف یا اتمام قیام تحت تأثیر موارد فوق الذکر قبلی، باعث سرخوردگی و ناامیدی قیام کنندگان می شده و می شه. چرا؟ چون قیام کنندگان، عدم پیروزی زودهنگام خودشون رو می دیدن و می بینن و بنابراین در نتیجه به همین دلیل کلّاً از مبارزه مأیوس می شدن و می شن.
تمام اون کلیدواژه های مذکور، مضامین و بار مفهومی منفی داره :
« اغتشاش » یعنی مغشوش کردن ، ایجاد غش و اشاعه ی غش.
« آشوب » یعنی هیاهو ، تلاطم ، تنش ، تزلزل ، تشنّج ، آشفتگی.
« تخریب » یعنی خراب کردن ، ویرانگری ، خرابکاری.
« اخلال » یعنی مختل کردن ، ایجاد اختلال و اشاعه ی اختلال.
« تروریسم » یعنی وحشیگری ، آدمکشی ، خونریزی ، درنده خویی.
واضحه که « ناامنی » هم یعنی فقدان امنیت و « ناآرامی » هم یعنی فقدان آرامش.
جمهوری اسلامی و حامیانش در طی سال های متمادی و دفعات زیاد به کرّات تونستن با تلقین این شبهه و ایراد بنی اسرائیلی مشروح مذکور به اذهان مردم علی الخصوص قشر خاکستری، اونا رو از قیام ها و قیام کنندگان بترسونن ویا برنجونن. فحوای کلامشون این بوده و هست که قیام ها بر ضدّ جمهوری اسلامی، توأم با خشونت و پرخاشگری بوده و هست.
امّا خوشبختانه تاریخ با ثبت کردن و نشون دادن خشونت ها و پرخاشگری ها و اغتشاشات و آشوبگری های خودشون در سال ۵۷ هجری شمسی و سال های قبلش، رسواشون کرده.
این اتفاقات و اقدامات تروریستی مشروح مذکور پایین، نمونه های تاریخی خشونت ها و پرخاشگری ها و اغتشاشات و آشوبگری های خود حامیان جمهوری اسلامی در سال ۵۷ هجری شمسی و سال های قبلش هست :
۱_ « فداییان اسلام » و « حزب مؤتلفه اسلامی » از جمله « خلیل طهماسبی » که عضو فداییان اسلام بود و « محمد بخارایی » که عضو حزب مؤتلفه اسلامی بود؛ ۳ بار ۳ نخست وزیر ایران یعنی « حاجعلی رزم آرا » و « عبدالحسین هژیر » و « حسنعلی منصور » رو ترور کردن. ۲ نفر از سایر براندازان دیگه ی نظام شاهنشاهی پهلوی یعنی « ناصر فخرآرایی » و « رضا شمس آبادی »، ۲ بار سعی کردن که محمدرضا شاه پهلوی رو ترور کنن. به ترتیب بار اوّل در سال ۱۳۲۷ هجری شمسی توسّط ناصر فخرآرایی و بار دوّم در سال ۱۳۴۴ هجری شمسی توسّط رضا شمس آبادی. در بار دوّمش در سال ۴۴ هجرى شمسى، رضا شمس آبادی در حین تلاش ناکام برای ترور محمدرضا شاه پهلوی، ۲ نفر از محافظین شاه یعنی « استوار دوّم محمدعلی بابائیان قمصری » و « استوار دوّم آیت لشگری » رو به قتل رسوند.
۲_ بنا بر اعتراف و اقرار « حسین تکبعلی زاده »، برانداز پنجاه و هفتی اسلامگرای سیاسی عامل آتیش سوزی سینما رکس آبادان در دادگاه انقلاب سال ۵۹ هجری شمسی که جمهوری اسلامی برگزار کرد؛ حسین تکبعلی زاده که طرفدار روح الله خمینی و مخالف سلطنت پهلوی بود؛ در ماه مرداد ۵۷ سینما رکس آبادان رو آتیش زد و بیش از ۴۰۰ تماشاچی فیلم رو زنده زنده در آتیش سوزوند امّا خمینی و انقلابیون ۵۷ با کمال وقاحت و خونسردی، این آتیش سوزی مذکور سینما رکس آبادان رو به ساواک و محمدرضا شاه پهلوی نسبت دادن.
۳_ دو نفر از انقلابیون ۵۷ به نام های « اسماعیل سلامت بخش » و « ناصرالدین امیدی عابد بابانظری »، در ماه آذر ۵۷ با مسلسل وارد سالن غذاخوری یک پادگان نظامی ارتش شاهنشاهی شدن و سربازان و افسران ارتش شاهنشاهی نشسته روی صندلی درحال غذا خوردن رو به رگبار گلوله بستن.
۴_ یک نفر از انقلابیون ۵۷ به نام « حسن فرداسدی »، در سال ۵۷ هجری شمسی در شهر جهرم، ۲ فرمانده ی نظامی جهرم یعنی « سرتیپ احمد نادور » و « سرهنگ کمال تصاعدی » رو به قتل رسوند.
۵_ انقلابیون ۵۷ شهر رشت در ماه بهمن ۵۷ بعد از تسخیر و تصرّف و تصاحب و اشغال مرکز و مقر ساواک رشت، حتّی کارمندان دفتری ساواک که در شکنجه ها هیچ نقشی نداشتن رو بدون محاکمه، مثله( تکّه تکّه ) کردن و قطعات بریده شده ی انگشتان و گوش هاشون رو از شاخه های درختان حیاط اونجا آویزون کردن.
۶_ انقلابیون ۵۷ شهر تهران در حین تظاهراتشون در تهران در سال ۵۷ هجری شمسی، « سرلشکر تقی لطیفی » سرلشکر ارتش شاهنشاهی که درحال رانندگی با ماشین شخصی خودش در خیابون بود رو به زور از ماشینش پیاده کردن و تا سرحد مرگ، ضرب و شتم و ضرب و جرح کردن و ماشینش رو تخریب کردن و نزدیک بود که به قتل برسه؛ امّا شانس آورد که از دستشون نجات یافت.
۷_ بین ایّام ۱۹ بهمن تا ۲۳ بهمن ۵۷، انقلابیون ۵۷ با سربازان و افسران گارد جاویدان و ارتش شاهنشاهی با انواع و اقسام تفنگ و کوکتل مولوتوف مبارزات مسلّحانه کردن تا اینکه در نهایت بهشون غلبه کردن و خلع سلاحشون کردن و به این ترتیب تونستن پادگان دوشان تپه و پادگان عشرت آباد و پادگان باغشاه و پادگان لویزان رو تسخیر و تصرّف و تصاحب و اشغال کنن. به این ترتیب ارتش شاهنشاهی مجبور به اعلام بی طرفی شد. اوج این مبارزات مسلّحانه بیشتر در ایّام ۲۱ بهمن و ۲۲ بهمن ۵۷ اتفاق افتاد.
این اتفاقات و اقدامات تروریستی مشروح فوق الذکر بالا، نمونه های تاریخی خشونت ها و پرخاشگری ها و اغتشاشات و آشوبگری های خود حامیان جمهوری اسلامی در سال ۵۷ هجری شمسی و سال های قبلش بود.
حالا اینجا سؤال مطرح می شه. ای حامیان جمهوری اسلامی که کارنامه و رزومه ی خودتون در سال ۵۷ هجری شمسی و سال های قبلش، پر از این خشونت ها و پرخاشگری ها و اغتشاشات و آشوبگری های فوق الذکر بالا بوده؛ چرا و چطور مخالفین جمهوری اسلامی رو به خشونت و پرخاشگری و اغتشاش و آشوبگری متّهم می کنید؟ شماها که مخالف خشونت و پرخاشگری و اغتشاش و آشوبگری هستید؛ پس با این حساب چرا خودتون در سال ۵۷ هجری شمسی و سال های قبلش، خشونت و پرخاشگری و اغتشاش و آشوبگری انجام می دادید؟ آیا در سال ۵۷ هجری شمسی و سال های قبلش، خشونت و پرخاشگری و اغتشاش و آشوبگری خوب بود امّا حالا الان برعکس، خشونت و پرخاشگری و اغتشاش و آشوبگری بده؟ چرا و چطور در سال ۵۷ هجری شمسی و سال های قبلش، خشونت و پرخاشگری و اغتشاش و آشوبگری اشکال و ایراد نداشت امّا حالا الان برعکس، خشونت و پرخاشگری و اغتشاش و آشوبگری اشکال و ایراد داره؟
این پایین، تصاویری از خشونت ها و پرخاشگری ها و اغتشاشات و آشوبگری های انقلابیون ۵۷ با تفنگ و کوکتل مولوتوف و آتش افروزی و تخریب اموال عمومی و حتّی تیربار در جریان انقلاب ۵۷ در سال ۵۷ هجری شمسی :



























مطلبی دیگر از این انتشارات
کمی عکس، اندکی آرزو
مطلبی دیگر از این انتشارات
پنجشنبه
مطلبی دیگر از این انتشارات
سایه ای با صدای من