دموکراسی از نظر ساختاری چیست ؟

مقدمه:

سلام و درود بر همه ی خوانندگان گرامی در این مقاله می خواهیم نگاه عمیق تری به دموکراسی داشته باشیم و از باور های سطحی به مفهوم دموکراسی که آن را حکومتی می دانند. که حقوق بشر و آزادی در آن حفظ می شود .بدون تحلیل ساختاری و محتوایی عبور کنیم .دانستن این موضوع اهمیت بسیاری دارد . زیرا ملت هایی که توانستند دموکراسی ایجاد کنند. ملت هایی بودند که توانستند به درک ساختاری از دموکراسی برسند.

تفاوت دیکتاتوری و دموکراسی:

اینجا می خواهیم با تفاوت های ساختاری دموکراسی و دیکتاتوری بپردازیم تا بتوان فهمید که دموکراسی در ساختار چیست ابتدا ضرورت دارد تصاویر و مقایسه های رایج درباره این دو نظام وجود دارد بگوییم. تصور رایج این است که در دموکراسی حاکمان خوب هستند. حقوق بشر رعایت می شود . انتخابات برگذار می شود .آزادی ها محترم شمرده می شود . و در دیکتاتوری حاکمان بد هستند . سرکوب می کنند. جنایت می کنند و حقوق مردم را زیر پا می گذارند. این تصاویر و مقایسه ها غلط نیستند ولی سطحی هستند و درک سطحی از این مقوله است که ملل بسیاری همچنان در استبداد زندگی می کنند .در اینجا در هر وجه خواهیم گفت .

تفکیک قوا :

یکی از ویژگی های ساختاری حکومت دموکراسی این است که قوا مستقل از یکدیگر هستند و فردی با قدرت مطلقه وجود ندارد که روی این سه قوا تاثیر بگذارد. زیرا قوا به جای پیروی از دیکتاتور تابع قانون هستند . و مستقل از هم در چهارچوب قانون عمل می کنند.و‌ دلیل اینکه در حکومت دموکراسی فساد ، نقض حقوق بشر و سواستفاده از قدرت کم است .بخاطر اخلاق مداری حاکمان نیست به دلیل آن است که قدرت محدود و تابع قانون است و مثل دیکتاتوری مطلق و فراتر از قانون نیست . قضاوت اخلاقی در این مورد یکی از اشتباهاتی است که یک ملت را می تواند . درگیر استبدادی جدید کند . زیرا به جای تغییر ساختار دست به تغییر افراد می زنند .که نتیجه آن بروز استبداد فقط در چهره ای جدید است .

حق کاندیدا کردن و شدن :

این بخش بسیار مهم است در اینجا می خواهیم چیزی را که یک انتخابات آزاد از یک انتخابات نمایشی متمایز می کند بگوییم .و آن حق کاندید کردن و همچنین حق کاندید شدن است.یعنی اینکه مردم می توانند برای رای گیری هر کی را که می خواهند کاندید کنند و سپس میان کاندید ها رای گیری شود . فارق از هر نوع گرایشی همچنین هر کس توانایی این را دارد که بتواند کاندید شود . و بتواند جایی در اداره مملکت بگیرد . در یک انتخابات آزاد و دموکراتیک حق کاندید کردن و شدن وجود دارد . ولی در دیکتاتوری اقلیت حاکم از میان افراد خودشون کاندید می کنند. سپس به مردم می گویند از میان همین افراد انتخاب کنند. در نتیجه انتخابات یک نمایش می شود و واقعا مردم نقشی در اداره مملکت ندارند .در اینجا همواره یک اقلیت خاص حاکم خواهد بود و جابه جایی جریانی قدرت اتفاق نمی افتد.

حاکمیت اکثریت :

دموکراسی بودن حکومت به این نیست که حکومت برای مردم خوب است . به این معنی است که حکومت نماینده مردم است و اکثریت مردم در حکومت نقش دارند .و قدرت مدام دست به دست می شود و قشری حقیقت مطلق نیست . یکی از دلایل خوب بودن حاکمان در دموکراسی این رقابت انتخاباتی برای قدرت است . به جای انحصار قدرت در دیکتاتوری ، چون در رقابت اگر حزب یا جریانی عملکرد خوبی نداشته باشه . دور بعد مردم به رقیب آن ها رای می دهند.برای همین مجبور هستن خوب باشن و به جای خودکامگی به فکر مردم باشند.ولی در دیکتاتوری همواره یک اقلیت انحصار قدرت در دست آن ها است .برای همین پاسخ گو نیستند. چون همیشه قدرت دارن دلیلی بر رضایت مردم نمی بینند.علتی که در دموکراسی قانون رعایت می شود این نیست که حاکمان اخلاق مدار هستن این نیست که پایبندی و وفاداری دارند.به این دلیله که قانون توافقی و همفکری جریان های مختلف که با هم اکثریت را تشکیل می دهند قانون را وضع می کنند برای همین کم می توانند. آن را نقض کنند. ولی در دیکتاتوری یک اقلیت قانون می نویسد و طبیعتاً راحت هم می تواند نقضش کند.

چرا بسیاری از ملت ها به دموکراسی نمی رسند:

دلیلی که بسیاری از ملت ها به دموکراسی نمی رسند قضاوت های اخلاقی و ایدعولوژیک بدون درک ساختاری این دو حکومت هست . زیرا در این باور شما حاکمان و جریان فعلی را بد می دانید و طبیعتاً به فکر این می افتید. گه اگر این افراد بروند و افراد بهتری بیایند. دموکراسی برقرار خواهد شد در اینجا شما افراد را تغییر می دهید ولی ساختار را نه در نتیجه فقط شاهد تعویض دیکتاتوری خواهید بود .هیچ فرد و هیچ گروهی توان برقراری دموکراسی را به تنهایی ندارد برای دموکراسی نیاز به همبستگی جریان های گوناگون حول محور قانون و حقوق بشر است.و‌ در اینجا اولین قدم مهم ساخت مجلسی ملی تشکیل شده از نمایندگان افراد مختلف جامعه و همچنین جریان های مختلف است و مهم دیگر نفی هر گونه فرد راس حرم و وجود تفکیک سه قوا و برتریت قانون به هر چیزی همچنین داشتن یک قوه قضاییه مستقل است .و با توجه به تجربه های کشور های مختلف بهترین گزینه برای ساختن یک دموکراسی مطمعن و پایدار این است که در فرم جمهوری باشد البته جمهوری واقعی که بالاترین نهاد اجرایی شخص رییس جمهور است و رییس جمهور تدارکات چی نیست و تابع قانون است . در اینجا رییس جمهور .مانند آمریکا،فرانسه،آلمان،کره جنوبی ، ترکیه باشد.البته دموکراسی در فرم های مختلف وجود دارد ولی برای رسیدن و موفقیت به دموکراسی جمهوری مطمعن تر است .