زندگی رو رها نکنید این تنها چیزیه که داریم

همینطوری چون متوجه شدم اگه تصویر اسکیرین شات باشه آپلود میشه...
همینطوری چون متوجه شدم اگه تصویر اسکیرین شات باشه آپلود میشه...

کتاب‌هام رو چیدم جلوم که شروع کنم به درس خوندن. اما باز هم اینجام و نمی‌تونم بشینم سر درس...

اغلبِ ما این روزها انرژی لازم برای انجام هیچ کاری رو نداریم. به زور خودمون رو می‌کشیم. بی‌حوصله و بی‌قرار هستیم. عزادارانی هستیم که حتی اجازه‌ی سوگواری نداریم.

نمی‌خوام پشت این کوه غم‌ پنهان بشم و هیچ کاری نکنم. برای من اون‌هايی که با وجود غم‌های عظیم در دلشون هنوز امید دارن و با نور کم‌سویِ فانوسِ امیدشون راه رو روشن نگه‌میدارن و حال خوب برای خودشون و بقیه می‌سازن بسیار، بسیار قابل احترام و ستودنی هستند. آدم‌هایی که لبخندشون دلت رو گرم می‌کنه به بودن و ادامه دادن، هر چقدر هم که غیر ممکن و سخت به نظر برسه. اگر با همون فانوس کم‌سوی امید جمع بشیم کنار هم‌ و با هم بمونیم، نور بیشتر و گرمابخش‌تر خواهد شد.

زندگی رو رها نکنید این تنها چیزیه که داریم. و چه ما باشیم یا نباشیم در جریان خواهد بود.

قطع به یقین بدونید که اصلا منظورم عادی‌سازی و برگشت به زندگی سابق نیست. که خودم هیچ‌وقت نمی‌تونم دیگه به هفته‌ی قبل از اون وقایع برگردم و همون آدمی بشم که قبلا بودم. و البته همین هم موجب رضایت منه... که اگر این نبود غیرطبیعی بود. قصد قضاوت ندارم، فقط خوشحالم که جزو اون دسته نیستم که هیچ چیز تکونشون نمیده و همیشه صدای خنده‌ی مستانه‌شون به هفت آسمون بلنده... خوشی خوبه اما وقتی مال اکثریت باشه نه وقتی در تملک عده‌ای اندک هست.

در حال حاضر فقط می‌خوام آدم منفعل و بی‌کنشی نباشم. نمی‌دونم چطور می‌تونم برای بقیه مفید باشم و بهشون کمک کنم تا حالشون کمی بهتر بشه!

پیشنهادم برای خودم اینه که بخونم، درس بخونم، کتاب بخونم و با اراده و عزم بیشتری جلو برم. فانوس کم جون من تو این تاریکی و سرما فعلا این راه رو بهم نشون میده...


دلمان برای هر چیز کوچکی چقدر تنگ است. 🩵