مشاهدات ۲۰ دی ۱۴۰۴

عمده‌ی صحبت‌های مردم در این روز حول کشته‌ها و اتفاقات شب گذشته است.

نام یکی از کشته‌ شده‌ها نادر کریمی است. نادر صاحب یک میوه‌فروشی حوالی مسجد صفا بوده و دارای سه فرزند است که فرزند بزرگش کلاس پنجم ابتدایی است.

شنیده‌ها از اقوام نزدیک نادر گویای آن است که نادر در شب ۱۹ دی ماه در نزدیکی فرمانداری مورد اصابت گلوله‌ی جنگی، توسط تک‌تیرانداز‌های مستقر در دو طرف فرمانداری، قرار گرفته است. گوئیا نادر به همراه یکی از بستگانش در تجمع حاضر بوده و شخص مورد نظر هنگام استنشاق گاز اشک‌آور به زمین می‌افتد. نادر که مشغول کمک به همراهش بوده از ناحیه‌ی شکم مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرد و در بیمارستان جان می‌بازد.

جنازه‌ی نادر همچنان در دست نیروهای سرکوب است و از خانواده‌ی نامبرده طلب مبلغ ۱ میلیارد تومان جهت تحویل جنازه شده است.

نیروهای بسیجی تفت و پارچه‌ی سیاه مقابل مغازه‌ی نادر را ضبط کرده و اجازه عزاداری به خانواده‌اش نداده‌اند.

نام شخص کشته شده‌ی دیگر (محمد) جمشیدی (در نام هنوز تردید دارم) است که راننده‌ی اتوبوس شهری بوده و ایشان نیز در نزدیکی فرمانداری و با شلیک مستقیم گلوله جنگی کشته شده است و جنازه‌اش در دست نیروهای سرکوب است

همچنین شنیده‌ها حاکی از آن است که مقتول دیگری در مقابل فرمانداری بوده که اهل آدریان است و جنازه به بیمارستان منتقل نشده و در روز ۲۰ دی ماه دفن شده است. با این حال در روز ۲۱ دی ماه جنازه‌ی فرد مذکور توسط نیروی سرکوب نبش قبر گردیده و ضبط شده است.

یکی از پرسنل بیمارستان کاشانی اصفهان خبر از حجم بالای کشته شده‌ها و مجروحین منتقل شده به این بیمارستان می‌دهد. خبرهای مشابهی از بیمارستان غرضی اصفهان می‌رسد.

گفته می‌شود معترضین در حوالی صدا و سیمای اصفهان به رگبار بسته شده‌اند.

یکی از رانندگان خودروهای نقل اموات می‌گوید آمار کشته‌های منتقل شده به باغ رضوان اصفهان به ۶۰۰ تن می‌رسد. برخی شنیده‌های دیگر تا ۸۰۰ مورد نیز بوده است.

شنیده‌ها حاکی از حال وخیم فردی به نام رسول است که به دلیل اصابت تیر جنگی به شکم، در بخش مراقبت‌های ویژه بستری است. رسول جوشکار است و نزدیک به ۶۰ سال دارد.

*****

ساعت ۶ است. اولین لحظات دومین فراخوان. اعتصابات به شکل چشمگیری در سرتاسر شهر برقرار است. صدای انفجار و شلیک به گوش می‌رسد. به سمت مراکز فرعی تجمع می‌روم. صدای شلیک‌ و انفجارها عمدتا از سمت عصارخانه است اما به دلایل امنیتی امکان حضور در آن مکان را ندارم. به سمت یکی از چهارراه‌های منتهی به میدان اصلی شهر می‌روم. جمعیتی چشمگیر در وسط و اطراف چهارراه حضور دارند که چهار مسیر منتهی به چهارراه را از سر اولین فرعی بسته‌اند و افرادی برای هدایت وسایل نقلیه به راه‌های فرعی ایستاده‌اند. شعار افراد حاضر در جمعیت "این آخرین نبرده... پهلوی برمی‌گرده" و "مرگ بر خامنه‌ای است. جمعیت قریب به دو هزار نفر است و همه‌ی رنج‌های سنی در تجمع دیده می‌شوند اما حضور مردان بیشتر است.

*****

در مسیرهای منتهی به میدان اصلی و خیابان مقابل فرمانداری لاستیک‌ها و زباله‌های در حال سوختن دیده می‌شود. صدای شلیک از عصارخانه و چهارراه مذکور به گوش می‌رسد. مقابل فرمانداری کاملا تاریک است و غیر از مقابل مسیرهای فرعی جمعیتی دیده نمی‌شود. در بیشتر نقاط شهر دیوار‌نویسی "مرگ بر خامنه‌ای" و "جاوید شاه" دیده می‌شود.

****

شنیده‌ها حاکی از کشته شدن چهار نفر در عصارخانه است که گوییا یک نفر آن زنی آبستن بوده است.

****

در مسیر بازگشت به خانه به تضاد گفتاری حاکمیت فکر می‌کنم؛ اینکه از یک سو سعی دارد کشتار را به افراد تعلیم دیده‌ی مزدور نسبت بدهد و از سوی دیگر جنازه‌‌ی کشته شده‌ها را ضبط کرده و به دنبال گرفتن غرامت قابل توجه است. همچنین به این حرف علی خامنه‌ای فکر می‌کنم که معترضین را افراد مضر نامیده است. به راستی یک میوه‌فروش، یک راننده‌ی اتوبوس یا یک جوشکار مضر است یا کسی که سالها با خودکامگی و افق‌های واهی کشور را به ورطه‌ی جنگ و تحریم و نابودی کشانده است....‌

۲۰ دی ماه ۱۴۰۴

همایونشهر، اصفهان

همایونشهر، اصفهان