نه به جمهوری اسلامی ایران



به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم بخاطر کشتار و جنایاتی که در سالهای ۱۳۶۶، ۱۳۶۷، ۱۳۷۸، ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ مرتکب شد.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم زیرا حتی بعد از سرکوب اعتراضات ول کن ماجرا نبود، با وقاحت در طول ۴۷ سال حکومت، دست به اعدام معترضین دستگیر شده کرد. ما بی شمار اعتراف اجباری و اعدام داریم که با عناوین مختلفی از جمله خائن، وطن فروش، معاند، صهیونیسم و همکاری با دولت متخاصم روانه ی زندان و سرکوب و شکنجه و اعدام شدند.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم بخاطر سرکوب اقلیت های قومی و مذهبی در طول ۴۷ سال عمر خودش. بی شمار حمله به بهائی ها، مسیحی ها، یهودی ها، لائیک ها و ... در پرونده ی جمهوری اسلامی ایران موجود است که فقط بخاطر اینکه مسلمان نبودند و به تعریف آخوند از اسلام بی اعتنا بودند اعدام شدند. آنها طوری رفتار می کنند که انگار وکیل مدافع خدا هستند، خدایی که خودش به تنهایی عالم را خلق کرد اما برای اعلام وجود خودش، دست به دامن آخوند و عمامه شد. واقعیت این است که آنها نه تنها ایمان مردم را نابود کردند، آنها دست به تحریف ادیان زدند و به جای ایمان، به مردم ایدئولوژی و مسند خود را تحمیل کردند.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون دادگاه های خودش را مملو از قاضی و قوانینی کرد که قاتل زنان آزاد بگردند و دزدان نان اعدام شوند. دادگاه های جمهوری اسلامی ایران مملو از اعدام بی گناهانی است که بعد ها پی به بی گناهی فرد اعدام شده برده بودند.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون جوانان ساده و نوجوانان خام را تحریک کرد و همه شان را به کشورهایی مثل سوریه و لبنان و غزه فرستاد، سپس اجسادشان را در کوچه و خیابان ها چرخاند تا مردم را تحریک و در اهداف شخصی و مدنی مد نظر خودش استفاده کند.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون بصورت سیستماتیک برای حفظ و نگهداری بناهای تاریخی ایران هیچ وقت ارزشی قائل نبود.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون محیط زیست ایران را نابود کرد و منابع و منافع ملی را به جای اینکه هزینه ی آبادی و ساخت مملکت کند، صرف اهداف شخصی خود کرده و سر مردم را کلاه می گذارد. دریاچه ها خشک، سد ها بی آب و جنگلها رو به نابودی هستند و ما حتی در برخی از شهرها، فاضلاب هم نداریم.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون بر خلاف ادعای خود مبنی بر طرفداری از مظلومان جهان، از جنایاتی که در اکراین صورت گرفت چشم پوشی کرد.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون روابط بین المللی مردم ایران را به انزوا و قهقرا کشانده و باعث شده شهروندان ما به اجبار، از سرزمینشان مهاجرت کنند و به کشورهای دیگر پناه ببرند.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون سانسور، تحریف و سلیقه ی شخصی خودش را ملاک عمل قرار داد و به آثار ادبی مردم، فیلم و موسیقی و دیگر آثار هنری و رسانه ها دست برد و خبرنگاری را تهی از آزادی بیان کرد و حتی مخالفین خودش را به زندان و اعدام و تبعید سپرد تا فقط دیدگاه خود را منتشر کند.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون به کودکان و بچه هایی که باید در سنین کم بازی کنند و درگیر دنیای کودکانه باشند، گوشهایشان را در مدارس از کشتار و انقلاب و ایدئولوژی پر می کند و ذهن و قلب کوچکشان را به افسردگی و رنج و غم می سپارد.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون با مدیریت، دست به تحریف تاریخ ایران زد و با دروغ تمام شخصیت های تاریخی به نفع خود تحریف کرد و اسامی عمومی و خیابان ها و کوچه ها و ... را با واژگان عربی مملو ساخت. قهرمان سازی های تهی، دشمن سازی های خیالی، اسطوره های پوشالی و وقایع هالیوودی آخوندی بخشی از کارنامه ی جمهوری اسلامی ایران است.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون شبکه ی ملی اش بصورت سیستماتیک و حساب شده، داستان های علمی تخیلی رژیم جمهوری اسلامی را ترویج می دهد و تولید نفرت می کند. در همین اواخر بطور عجیبی دیدم، هر جا که به قول خودش تروریست وجود داشته، دوربین و نور پردازی از قبل کار گذاشته شده تا کشتار معترضین را عادی و به حق جلوه دهد. سناریوی تکراری او این بود، گروهی از بدنه ی شرور و نا هنجار زندان ها، گروهی از نیروهای خودش و حشد الشعبی و ارازل و اوباش حکومتی خود را وارد ایران کرد و برای آنها سناریوی مشخصی تعریف کرد و اموال عمومی مردم را جلوی دوربین های از قبل حاضر شده به آتش کشید و به مردم و پلیس ها شلیک کرد تا جواز قتل عام بیش از چهل هزار انسان معترض را صادر کند و عمل خود را کاملا عادی جلوه دهد.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون در عصر پیشرفت و تکنولوژی و هوش مصنوعی، اینترنت و رسانه و ارتباطات را دچار سانسور و کنترل شدید کرده است.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون به زنان پوشش اجباری تحمیل کرد و حق موتور سواری، رفتن به استادیوم و این قبیل آزادی های بدیهی قرن بیست و یک را از آنها گرفت، عدم برابری در قوانین برایشان ایجاد کرد و آنها را با تجاوز، بی احترامی، تعصب و بی شمار دلیل که واقعا از شمردنشان خسته ام به حاشیه رانده است.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون کارگران را برده ی کارفرمایان ساخت و طوری روزگارشان را در فقر فرو برد که حتی با روزی ۱۸ ساعت کار هم نتوانند زندگی کنند.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون دانشگاه را مرکز بی سوادی و تجمع اساتید ایدئولوژیک کرد و برایش مهم نبود علم و آزادی و انسان در آن پرورش پیدا کند.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون در انتخابات ریاست جمهوری بارها تقلب کرد و نمایندگان از پیش تعریف شده ی خودش را به مردم القا کرد و زمانی که لو رفت یعنی در سال ۱۳۸۸، آنها را سرکوب و اعدام و زندانی ساخت.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون بازنشستگان از حقوق مکفی برخوردار نیستند.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون تحریم دمار از روزگار مردم درآورده است.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون خودروهای بی کیفیت و گران قیمت به مردم تحویل می دهد.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون قوانین مدنی آنرا دوست ندارم، آنرا مخالف با کرامت انسانی یافته ام. آنها در خصوصی ترین مسائل مردم دخالت می کنند. هنوز یادم نرفته مردم را بخاطر پارتی دستگیر می کردند.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون نظام پزشکی حاکم افتضاح است. بیمارستان ها جایی برای فقرا ندارد.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون هنوز یادم هست در دوران کرونا دولت چگونه عمل میکرد.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون پول مملکت را خرج آبادی کشورهای دیگر می کند.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون بیکاری سر سام آور شده و موقعیت استخدام و شغل را بصورت سلیقه ای به طرفداران مدنی خودش سپرده و جوانان را از کرامت انسانی محروم ساخته. جوانان چطور ازدواج کنند؟ پدرها و مادرها چطور شرمنده ی فرزندانشان نباشند؟

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون بیماران سرطانی درگیر هزینه و کمبود دارو و درمان هستند و این مرا می رنجاند.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون هنوز فاجعه ی اوین و کهریزک و تجاوز را فراموش نکرده ام.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون ترور نویسندگان و کشتار دوران خلخالی را هنوز فراموش نکرده ام.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون نظام بانکداری و اختلاس و کلاهبرداری و دزدی و بابک زنجانی و غیره و ذالک را فراموش نکرده ام.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون سیم کارت سفید، نفوذی و اطلاعاتی و سایبری راه می اندازد، آنهم با هزینه ی مردم برای کنترل مردم و سرکوب و ارعاب و نفرت اندوزی میان همان مردم.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون نظام معماری و شهرسازی آن هم دچار سانسور شده است. هنوز یادم نرفته در رشت، تندیس پیانو را در میدان شهرداری حذف کردند و آنرا مغایر با فرهنگ آخوند تلقی کردند.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون جنگ را نعمت می داند و به در طول جنگ ایران و عراق برای اهداف مدنی خودش، به شهید سازی دست برده است. شواهد زیادی وجود دارد که تلفات انسانی سربازها بخاطر محاسبات بد فرماندهان بوده است.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون از نزدیک شاهد فلاکت و بی امکاناتی و فقر کودکان سیستان و بلوچستان و اکثا نقاط کشور بوده ام. بی شمار کودکانی هستند که هنوز نه مدرسه دارند نه آب و برق و سقفی بالای سرشان در حالی که رژیم وقت پول صرف براکت های تبلیغاتی مرگ بر صهیونیسم می کند. دوره گرد ها و کارگران جنسی نیاز به حمایت دولت دارند اما کاملا فراموش شده اند.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون وضعیت اعتیاد بین مردم ما بیداد می کند. اعتیاد قبل از اینکه یک انتخاب باشد یک واکنش به مصیبت های انسانی است.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون در مورد امنیت شهروندان ما دروغ گفته بود، در حالی که سهم زیادی از درآمد کشور را به اسم تامین امنیت مصرف می کند.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون اوضاع مرزهای ایران افتضاح است و قاچاق مواد مخدر و سلاح و خیلی چیزهای دیگر براحتی از آن انجام می شود.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون مردم را چند دسته کردند و تفرقه و نفاق ایجاد می کنند. آنها از وحدت ملی صحبت می کنند اما به قربانیان و معترضان تروریست می گویند.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون عمر و جوانی ما را با سربازی و کنکور و رسانه ی ملی و دانشگاه های دو زاری و بی شغلی و افسردگی و رنجش های بی پایان هدر داده است.

به رژیم جمهوری اسلامی ایران نه می گم چون سلیقه ی من نیست و من به عنوان یک شهروند ایرانی حق دارم به حکومت وقت نه بگویم.