من کتابیام که آن را به قفسه برمیگردانی تا زیپِ چمدانِ حجیمت، بسته شود. https://t.me/dailyghost
نامه ³
....
سلام ،
شاید برات سؤال باشه چرا باز دارم نامههامو بیوقفه، مثل رگبار، سمتت میفرستم.حقیقت اینه که من تمام عمر از خودم فرار کردم و توی این فرار به طرز غمانگیزی ماهرم.اما بعضی روزها میرسن که گوشهی رینگ گیر میکنم و تنها کسی که روبهروم میایسته خودمم. اونوقت اسم تو میاد وسط.
همیشه تو.
نمیدونم الان کجایی. شاید توی کشوری باشی که خاورمیانه فقط یه کلمهست،نه زخم.شاید ندونی فرق فارسی و عربی چیه، یا شاید همین نزدیکیها باشی پشت یه دیوار،خواب، بیخبر از اینهمه فرو ریختن.نمیدونم. اما بذار از جهانِ کوچیکِ خودم برات بگم. این روزها که حالِ همه بده،اما حالِ من بدتر از همیشهست چون دوستت دارم و دنیا جای امنی برای دوست داشتن نیست.
همهچیز خاکستریه. اونقدر که لبخند بابا اشک میکشه از صورتم و نگاههای مامان دلمو خالی میکنه.اینجا، یه دیوار اونورتر، دیگه خونه نیست؛سرده… نه فقط هوا،
خودِ کشور سرده، و یه ملت بیصدا دارن میلرزن.
یادت هست؟چند ماه پیش،با اینکه جنگ بود،میدونستیم دشمن کیه.میدونستیم دشمن از خودمون نیست.اما حالا دردناکترین کشف اینه که دشمن از همونجایی دراومد که بهش اعتماد کردیم.صدامون به هیچجا نرسید.
من هر بار که گریه میکنم نمیدونم اشکامو چطور از جلوی چشمات همه پنهان کنم وقتی حس میکنم داریم باهم غرق میشیم و دستامون به هیچچیزی بند نیست جز هم.
من قهرمان نیستم.فریاد زدن بلد نیستم. من فقط بلدم بترسم، فرار کنم، و برای اونایی گریه کنم که حتی گریه هم بلد نیستن.
ما اون بخش از تاریخیم که هیچوقت نوشته نمیشه.هیچکس نمینویسه که یه نسلی تو زمستونی یخ زد که فکر میکرد سالها گرمش کرده.
رویاهای من اونقدر ازم دور شدن که دیگه شکل ندارن؛ فقط یه نقطهان تهِ تاریکی.
اما تو…
تو هنوز
تنها چیزی هستی
که کامل دیده میشه.
این نامه پر شد از من، از جغرافیای زخمخوردهم، از تاریخِ کثیف، از جهانی که برای عاشقها زیادی بیرحمه.میدونم این اون نامهای نیست که دلت میخواست بخونی.
اما این زندگی منه. من عاشقم.و با تمام این تاریکی هنوز دلم میخواد برات از عشق بنویسم. از عشقی که شبیه اسطورههاست،اونقدر بزرگ که اگه بخونیش فکر کنی خوشبختترین آدم دنیام.

آخرش
نه چیزی حل شد
نه کسی نجات پیدا کرد.
عشق
بود،
اما کافی نبود.
من ماندم
فقط چون
بلد نبودم
چطور نمانم.
....
مطلبی دیگر از این انتشارات
نامهای که احتمالا آن را هرگز نمیخوانی
مطلبی دیگر از این انتشارات
من نیازم؛ رسیدنِ این نامه به تو بود
مطلبی دیگر از این انتشارات
نامهنوشتروزِدوازدهم.