شهروند انسانیت📚📚 ✍️ Minimalist Fiction Writer https://naserazami73.blogfa.com
ناصراعظمی (کارگر)

کارگر معدن نزد دکتر برای معاینه رفت.
دکتر عکس ریه اش را نزدیک روشنای برد .
ريه اش مانندیک چغندر سوخته شده بود.
دکتربالحنی غم زده گفت:چه کردی با ریه ات مرد؟دیگه نباید سیگار بکشی، حتی یک پک هم برات سمه .
مردکه در طول زندگیش لب به دود نزده بود.
خسته وبی رمق درشلوغی خیابان ناشیانه تند تند به سیگار کام میزد
تقدیم به تمام کارگران زحمتکش که این دنیا یک زندگی راحت به آنها بدهکار است....
نویسنده :ناصراعظمی
مطلبی دیگر از این انتشارات
سه سوار...
مطلبی دیگر از این انتشارات
نیمه باز
مطلبی دیگر از این انتشارات
در اعماق خستگی های من...