ناصراعظمی :نویسنده شهروند انسانیت📚📚کارشناسی:علوم سیاسی ✍️ Minimalist Fiction Writer https://naserazami73.blogfa.com پستهای ناصراعظمی :نویسنده در انتشارات داستانکده سایر پستها در ویرگول ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۲ ماه پیش - خواندن ۲ دقیقه شب ملال در گوشهی تاریک جهان خود، دراز کشیده بود.زمان به کندی هرچه تمامتر می... ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۲ ماه پیش - خواندن ۱۰ دقیقه شهر سایه ها نقاشی :هانیبال الخاص[شهر سایه ها.][نویسنده: ناصراعظمی ][زمستان :۱۴۰۴..... ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۴ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه نیمه باز تروماداستانک: «نیمهباز»روبرویم آینهی شمعدانی قدیمی و نقرهایرنگی ق... ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۶ ماه پیش - خواندن ۳ دقیقه بی هویت... آقای رسولی مردی معمولی در جامعه بود؛یک کارمند دونپایه در ادارهی تأمی... ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۶ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه ساعت پدربزرگ پاییز زیباساعتِ پدربزرگ....امروز نزدیک به یک سال از مرگ پدربزرگ میگذر... ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۶ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه مردی که صدای مرده ها میشنید 🌙 مردی که صدای مردهها را میشنید مدتی بود کرایهخانهها سر به فلک کش... ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۷ ماه پیش - خواندن ۲ دقیقه چهل دختر ---افسانهی چهل دختر،نویسنده :ناصراعظمی خورشید خون گرفته بود و بر آسما... ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۸ ماه پیش - خواندن ۲ دقیقه سه سوار... داستان کوتاه سه سوار تقدیم به مردم ولایتم لکستان.... ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۹ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه نفرین کاکل زری هرجا باد می وزد چشم بد هم می وزید..... ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۹ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه شعر نو....... درخت بلوطدر میان شلوغیهای بیپایان زندگیدر موج بیحوصلگیهای مردم بی... ‹ 1 2 3 4 ›
ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۲ ماه پیش - خواندن ۲ دقیقه شب ملال در گوشهی تاریک جهان خود، دراز کشیده بود.زمان به کندی هرچه تمامتر می...
ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۲ ماه پیش - خواندن ۱۰ دقیقه شهر سایه ها نقاشی :هانیبال الخاص[شهر سایه ها.][نویسنده: ناصراعظمی ][زمستان :۱۴۰۴.....
ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۴ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه نیمه باز تروماداستانک: «نیمهباز»روبرویم آینهی شمعدانی قدیمی و نقرهایرنگی ق...
ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۶ ماه پیش - خواندن ۳ دقیقه بی هویت... آقای رسولی مردی معمولی در جامعه بود؛یک کارمند دونپایه در ادارهی تأمی...
ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۶ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه ساعت پدربزرگ پاییز زیباساعتِ پدربزرگ....امروز نزدیک به یک سال از مرگ پدربزرگ میگذر...
ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۶ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه مردی که صدای مرده ها میشنید 🌙 مردی که صدای مردهها را میشنید مدتی بود کرایهخانهها سر به فلک کش...
ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۷ ماه پیش - خواندن ۲ دقیقه چهل دختر ---افسانهی چهل دختر،نویسنده :ناصراعظمی خورشید خون گرفته بود و بر آسما...
ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۸ ماه پیش - خواندن ۲ دقیقه سه سوار... داستان کوتاه سه سوار تقدیم به مردم ولایتم لکستان....
ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۹ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه نفرین کاکل زری هرجا باد می وزد چشم بد هم می وزید.....
ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۹ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه شعر نو....... درخت بلوطدر میان شلوغیهای بیپایان زندگیدر موج بیحوصلگیهای مردم بی...