Stash: https://stash.games/users/Ardeshir Telegram: @Ardeshir_95
گوشت، فلز، جنون

مقدمه
همهی بازیای ترسناک یسری قوانین ناگفته دارن اما Dead Space این قوانین رو میشکنه. این بازی تونسته منی که از ژانر ترسناک بیزارم رو شیفتهی خودش کنه. اما فرق این بازی با بقیهی عناوین این ژانر چیه؟
پ.ن: این صحبتها راجعبه تمام نسخههای بازی صدق میکنه.

به سر شلیک نکن
چه توی بازیای ترسناک چه غیر ترسناک، همیشه بازیکنا بصورت غریزی به سر شلیک میکنن و معمولا هم بهترین کار همینه اما اینجا نه. دشمنان سری Dead Space یا همون نکرومورفها با از بین رفتن سر متوقف نمیشن. در واقع شلیک به سر اونا کار بیهودهایه و فقط تیرهای محدود شمارو هدر میده. شما اینجا به دستها و پاهای اونا شلیک میکنین و با قطع کردنشون، اونارو متوقف میکنین. اونا سریع حرکت میکنن و باید به سرعت با قطع کردن پاهاشون اونارو مجبور به خزیدن کنین تا بتونین فرصت تمام کردن کارشون رو پیدا کنین.

مهندس به جای قهرمان
شخصیت اصلی بازی یا همون آیزاک کلارک، یه پلیس یا سرباز نیست، بلکه اون مهندسیه که برای هیچکدوم از اتفاقات بازی آماده نبوده. اون با ساخت و تعمیر تجهیزات و استفاده هوشمندانه از اونا، باید راه خودشو پیدا کنه. مأموریت اون فقط تعمیر سفینه بوده و کسی ازون نخواسته بوده که بشریت رو نجات بده.
شخصیت پردازی آیزاک با شخصیتهای اصلی اینجور بازیا متفاوته و دلیلی برای ترسناکتر بودن این بازیه. قدمهای آیزاک آهسته و سنگینه و صدای نفس نفس و تقلای اون برای مبارزه با نکرومورفها، واقعی و درگیر کنندهست. لگدهای اون از سر بیچارگیه نه از روی مهارتهای رزمی.

اتمسفر ترسناک
ترسناک بودن بازی صرفا به jump scareها نیست و خود اتمسفر بازی باید در آرومترین حالت خودش، ترسناک باشه: نوشتههای روی دیوارها و آدمایی که جلوی چشمتون درحال مردنن. موسیقی هم جای خودشو به سکوت داده. سکوتی که توی اون، صدای لولهها یا خشخش تهویه به راحتی شنیده میشه تا اینکه یهو جیغ نکروموفها از اتاق کناری سکوت رو میشکنه.
توی Dead Space، مرز بین بازی و واقعیت کمرنگ میشه. بجای نوار سلامت سنتی، ما سلامت آیزاک رو از روی نور آبی پشت لباسش میبینیم یا اینکه تعداد تیر باقی مونده، از روی سلاح قابل دیده. خلاصه اینکه هیچ خبری از اطلاعات اضافی روی صفحه یا همون HUD نیست و بازی همه کار کرده تا شمارو در دنیای خودش غرق کنه.

هیچوقت جات امن نیست
توی بازی هیچ ناحیهای به عنوان «ناحیهی امن» وجود نداره. وقتی مشغول حل پازلی یا اینکه داری از جایی که قبلاً ازونجا گذشتی و کسیو ندیدی، رد میشی که یهو بهت حمله میشه. حتی وقتی میخوای inventory خودتو چک کنی، بصورت هلوگرامی وسایلت رو مدیریت میکنی و خبری از متوقف شدن بازی نیست. هیچجا برای قایم شدن نداری؛ حتی توی منوی بازی.

فیزیک وحشت
مبارزات Dead Space فقط به کندن دست و پا ختم نمیشه. ابزارهای استیسیس (Stasis) و تلکینسیس (Telekinesis) به کمک شما میان. استیسیس، نکرومورفهارو رو وارد حرکت آهسته میکنه و تلکینسیس به شما امکان کنترل و جابجایی اشیاء رو میده. مثلا چنگال تیز خود دشمن رو از هوا برمیداری و به خودش پرتاب میکنی. پازلهای فیزیکی بازی هم از همین جنس هستن. تعمیر مدارها، جابهجایی قطعات سنگین و هدایت جریان برق با این ابزارها انجام میشه.
این وسط جاذبهی صفر یا Zero Gravity معادله رو بهم میریزه. ناگهان از تقلای سنگین روی زمین، به یه فضای سهبعدی خفهکننده پرت میشی که نکرومورفها از هر دیوار و سقفی بهت حمله میکنن. پرواز با کفشهای مغناطیسی، چسبیدن به دیوارهها و هدفگیری در فضایی که بالا و پایین نداره.این مکانیک، وحشت از دست دادن جهتیابی رو به ترس مبارزه اضافه میکنه. Dead Space حتی نمیذاره به گرانش هم تکیه کنی.

سلاحهای متفاوت
سلاحهای بازی شبیه به سلاحهای جاهای دیگه نیستن. چون که اونا اصلا سلاح نیستن. اونا ابزارهای مهندسی و آزمایشگاهی هستن که توسط آیزاک به سلاح تبدیل شدن. استفاده از این سلاحها حس فوقالعادهای داره و مشابهش جایی نیست.

سیستم حرکت و دوربین
جزئیات ریزی توی بازی وجود داره که گیمپلی رو خیلی جذابتر میکنه. مثلا اینکه قدمهای آیزاک یه حس سنگینی و سختی کنترل داره و همراه دوربینی که خیلی آروم میچرخه و به شونهی آیزاک چسبیده و به سختی حرکت میکنه. توصیفش سخته ولی این ترکیب و طوری که توی این سری پیادهسازی شده، بشدت گیراست و رد شدن از راهروها و نگاه کردن به اطراف رو جذاب میکنه.
اگه شما هم بازی ترسناک دوست ندارین، به این یکی شانس بدین.
مطلبی دیگر از این انتشارات
بازی مرکب Squid Game از سیر تا پیاز
مطلبی دیگر از این انتشارات
من هم همینطور...
مطلبی دیگر از این انتشارات
کارپه دیم - معرفی و بررسی فیلم Tick Tick Boom