یک روزمره نویس تلگرامی که برای بقای نوشتههاش و نجاتشون از دیلیت اکانت احتمالی بعد از مدتهای مدید بینتی، پناه اورده به اینجا :)
نداشتهها
این دومین باری بود که بابت اینکه یک نفر جذب مؤدب بودنم شده بود جا خوردم. نه بخاطر اینکه مؤدب نیستم. بخاطر اینکه کسی از این موضوع در من خوشش اومده بود که خودش انواع و اقسام فحشها رو در جمعهای مختلف دور و نزدیک به کار میبرد. یکم که دقت کردم دیدم این اولین باری نیست که ما آدمها کاری رو که خودمون براش تلاشی نمیکنیم در دیگران برامون جذابه و گاها انتظاریه که از پارتنرمون داریم!
طی یوتیوب گردیهام به یکی از این مصاحبهها برخورده بودم که توش از دخترها راجع به ماشین پسر سوال پرسیده بودند و در بهترین حالت و سازگارترین دختر به پایینتر از ۲۰۷ رضایت نمیداد. در حالی که هیچکدوم از دخترها خودشون ماشینی نداشتند.
یا یادمه یه بار طی پیادهرویهام یه پسری تیپم رو مسخره کرده بود، در حالی که خودش از نظر استایل به شدت داغون بود. یا برام پیش اومده بود پسری که تمام مشکلات بینی رو با هم یک جا داشت با اعتماد به نفس میگفت من تا حالا ندیدم دختری بینیش بزرگ باشه و خوشگل باشه.
حتی برمیگردم به خودم و انتقادی که به خودم وارده. من در بهترین حالت یک کتابخوان متوسطم. اینطوری نیست کلا کتاب نخونم ولی میتونم بگم در اون حد مستمر برنامه کتاب خوندن ندارم. ولی اگر فرد مقابلم زیاد کتاب نخونه به دلم نمیشینه! سر همین تضاد دارم تمام تلاش خودم رو میکنم که در کتابخوانی از گذشتم بهتر بشم.
اگه به خودمون رجوع کنیم حتما چند مورد پیدا میکنیم. چند موردی که خودمون حتی نزدیک به اون اتفاق هم نیستیم و انتظارش رو در شریکمون داریم. مثلا یک پسر سیگاری که سیگاری بودن دختر رو نمیتونه بپذیره. یک دختری که خودش درآمدی نداره ولی انتظار داره پسری همسن اون هم درآمد بالایی داشته باشه و هم تحصیلات بالایی داشته باشه. دختری که خودش ورزش نمیکنه ولی پسری رو میخواد که سیکس پک داشته باشه. پسری که خودش حاضر نیست پشماش رو بزنه ولی منتقد دائمی دخترهاست. و...
و چیزی که برام جالبه اینه که منتقدهای دائمی افرادی هستند که خودشون ذرهای به اون انتظاری که در ذهنشون هست، نزدیک نیستند. چون دختری که خودش دنبال کار رفته باشه و دیده باشه رسیدن به حقوق بالاتر، داشتن ماشین و خونه و...چقدر میتونه سخت باشه، درک بالاتری از شرایط طرف مقابلش داره. دختر و پسری که ورزشکار باشند خیلی بهتر میتونند متوجه بشن که رسیدن به یک هیکل ایدهآل چقدر سختی داره و اگه طرف مقابلشون اول راه باشه تحسینش میکنند، نه بابت اینکه توی این قضیه ده از ده نیست اون رو تخریب کنند.
خیلی عجیب به نظر میرسه ولی توی بحث زیبایی هم حتی این صدق میکنه. من تاحالا پسرهایی زیباییهایی که خودم فکر نمیکردم رو در من دیدند که در چشم من خیلی جذاب و دوست داشتنی بودند. و بالعکس پسرهایی رو دیدم که کوچکترین ایرادات ظاهری یک دختر به چشمشون میومد که از نظر زیبایی و جذابیت به گرد پای پسرهای گروه اول نمیرسیدند!
بنظرم ما نیاز داریم توی انتخابهامون به این قضایا فکر کنیم. به تمام چیزهایی که نیستیم ولی مصرانه در فرد مقابل انتظارش رو داریم. نمیشه با این حرف که خب آدمها عاشق تفاوتها میشن و مکمل هم هستند و...این رفتار رو توجیه کرد.
آدمها عاشق چیزهایی در فرد دیگر میشن که خودشون ندارند، درست. اما این نباید تبدیل به توقع یا انتظار یا ملاک انتخاب یک فرد دیگه بشه. بهتره قبل از اینکه توقعی از فرد دیگهای داشته باشیم خودمون رو در حد اون توقع بالا ببریم.
اگر ورزشکار میخوایم، ورزشکار بشیم. اگر پولدار میخوایم، پولدار بشیم. اگر فرد زیبایی میخوایم، روی جذابیت ظاهری خودمون کار کنیم. اگر سالم میخوایم، سالم باشیم. اگر مؤدب میخوایم، مؤدب باشیم.اگر کتابخون میخوایم،کتابخون باشیم. اگر تحصیل کرده میخوایم، تحصیل کرده باشیم. و...
شاید حرفام خیلی شعاری و کلیشهای به نظر برسه. ولی اگه یکم با خودت فکر کنی ممکنه تو هم به چند تا از این مثالها برسی و اون موقع ضرورت نوشتم رو درک کنی...
مطلبی دیگر از این انتشارات
غمِ دگرگون
مطلبی دیگر از این انتشارات
غذای آبکی،زندگیِ آبکی
مطلبی دیگر از این انتشارات
کمک پوچ...