باران در جرجیسِ نبی ۱ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه کابوس های درخت پرتقال ... حالم از کابوس های شبانه ام بهم میخوره منو درگیر میکنه انگار یه کا...
Parmis در جرجیسِ نبی ۱ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه غمخوانده غممان مادر نداشت، پدر نداشت، خانهاش سقفی نداشت که شبها پناهش باشد.
بیتا در جرجیسِ نبی ۱ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه کتاب خانه ابلوموف برای من فقط یک شخصیت داستانی نیست؛ انگار بخشی از روح آدمهایی...
مآئده؛ در جرجیسِ نبی ۱ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه بارِ سنگینِ معمولی بودن... گاهی... گاهی گمان میکنی، تمامِ هستی تو را در تنگنایِ معمولی بودن محبو...
ماهی در جرجیسِ نبی ۱ ماه پیش - خواندن ۴ دقیقه غذای آبکی،زندگیِ آبکی زندگی مزهی آب میدهد. همانقدر بیمزه...
الهام در جرجیسِ نبی ۱ ماه پیش - خواندن ۴ دقیقه میخواهم برگردم ... میخواهم برگردمتمام جرئتم را جمع کنم و برگردم ، به تو ؟ نه اصلا ! اشتبا...
کیموش در جرجیسِ نبی ۱ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه خودم هم نمیدانم. آدمها برای سخن گفتن ساخته شدهاند، اما بهتر است هیچ نگویند!
پتریکور در جرجیسِ نبی ۱ ماه پیش - خواندن ۲ دقیقه تن های تنها... تنهایی مثل باران است. از آسمان می آید. اما از درون ما بالا میرود.
دنیا در جرجیسِ نبی ۱ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه آیینه فرهاد مهراد آهنگی داره به نام آیینه.من عاشق این آهنگم .میبینم صورتمو ت...