۴۲_ رویاپرداز


به دلیل اینکه آدم رویاپردازی هستم، در زمان خستگی و فشار کار بیشتر از همیشه به سراغ اینکار می‌روم.

رویاهایم اغلب ساده و بدون قر و فر است. می‌دانم که در رویاپردازی می‌توانم نامحدود انتخاب کنم و تا جایی که دلم می‌خواهد پیش بروم.

اما در آنجا هم مثل زندگی واقعی‌ام قانع هستم.

بیشتر اوقات تصوراتم جای دنجی است که جز صدای طبیعت صداهای دیگر به سختی شنیده می‌شود. البته که من آدم‌ ترسویی هستم و هیچگاه یک کلبه وسط جنگل را در رویاهایم تصور نمی‌کنم. از آدم‌ها هم خیلی گریزان نیستم. داشتن چندتایی همسایه در دوردست خوب است.

آنجا که هستم دشت وسیعی پیش رویم می‌بینم. خانه‌ای ساده با اسباب و وسایل قدیمی، اما تمیز و مرتب.

متأسفانه از حیوانات هم می‌ترسم پس مزرعه‌ای از آن‌ها نمی‌تونم داشته باشم.

اما باغچه‌ای پر از گل عالی است و یک باغ کوچک از درختان میوه‌...

همه چیز در عین سادگی و درخشندگی است‌.

با همدمی و رفیقی که دل به دلت بدهد.

همین...