احساس میکنم گذر زمان ... گذر زمان شاید بتواند همه چیز را سامان دهد .
🕯🤍وهم

در پزشکی دردی وجود دارد
به اسم درد فانتوم؛
بهش درد خیالی هم میگویند،
اما خیالی نیست،
واقعا درد میکند.
بیمار واقعا درد میکشد،
ولی از جایی که دیگر نیست.
دستی درد میکند که قطع شده،
انگشتی درد میکند که
جایش بین تمام انگشتانش خالیست
، آدمی که یادش هست اما خودش نه..
انگار نگاه میکند به
جای خالی چیزی و درد میکشد،
از نبودنش،
از نداشتنش.
از اینکه تنها خاطرهای برایش مانده
و دردی که کسی نمیفهمد،
جای خالیای که کسی نمیبیند
چون به گمانشان این همه
دردی است خیلی ...!
مثل گاهی که در وهم غرق می شوی ، مثل گاهی که دنیایی سورئالیستی خلق می کنی ، مثل گاهی که در تصورات و تخیلات خویش پرسه می زنی ، مثل سایه ای که عادت دارد بلند شود.ما به زندهِ ماندن عادت کردهِایم، مثلِ یک سایه که هر روز صبح بیدار میشود، اما هیچوقت نمیداند چرا، روزها میگذرند و ما فقط در تلاشیم که نفس بکشیم، بیآنکه لحظهای زندگی کنیم.
چون به گمانشان اینها همه 𝓎𝗈ׁ𝗎 𝖼࣭࣪𝗈᳞ოρ᪾𝗅𝖾࣪𝗍ᥱ🂡 ׂ ִ࣭࣭࣭࣭࣭࣭࣭࣭࣭࣭࣭࣭࣭࣭࣭࣭࣭࣭࣭࣭࣭࣭࣭࣭࣭࣭࣭࣭࣭࣭࣭࣭
مطلبی دیگر از این انتشارات
خانهی من
مطلبی دیگر از این انتشارات
شاید موضوع...
مطلبی دیگر از این انتشارات
نامهنوشتروزِپنجاهوهشتم.