این افراد انتشارات پیش‌نویس‌تکانی! را دنبال می‌کنند:

دوست دارم مانند قدیمترها بنویسم،چشم هایی باید بخوانند،گوشهایی باید بشنوند، وگرنه نوشتن و گفتن چه فایده، اما روزی خواهم نوشت، روزی که همه میخوانند و همه میشنوند، به امید آن روز فقط میخوانم و میشنوم...
به سه چیز دیدار دست دهد و رستگاری پدیدار شود پاکی دل و دیده و پاکی گوش از آنچه شنیده
من یک نویسنده و محققم.یادداشت و داستان‌های تخیل‌گونه هم می‌نویسم. در کنار همه این‌ها یک ثبت‌کننده مردم‌نگاری هم هستم. در داستانم از چیزهای عجیب و خیالی می‌نویسم.
...
جستجوگر، کمیت مهم‌تر است
چادر سیاه ماه که نمی‌ره تن خورشید
AUG
فارغ از حرف های قلمبه سلمبه؛ اگر می خواست بگذرد تا بحال گذشته بود..
دانشجوی پُرکار
『 بِسمْ‌الله‌الْرَحمٰن‌الْرَحیم♥️』 جوانھ میزند امید دࢪ وجود من?!(: ••اندکی نویسنده
اگر من بخشی از افسانه تو باشم، تو روزی به من باز خواهی گشت...
در نظرش اگر یک روی زندگی زشت میشد،روی دیگری بود که بشود به آن پناه برد.
نمیدونم چی بنویسم که وقتی بعدا میبینمش خودم رو قضاوت نکنم که این چه کوفتیه نوشتی