منوچهر·۱ ماه پیشاسیر آرزوداستانک ۴۲- مشهد- سال ۲۰۲۸به من بگو چه آرزویی داری؟! هرچند نیازی نیست بپرسم. خودت تا مرا میبینی، شروع میکنی. و من همیشه دوست دارم خواسته…
منوچهر·۱ ماه پیشتلهموشداستانک ۴۱- دیار بینام- سال ۲۰۲۷« بیدار شو جوان! » مردی میانسال با نگاهی سنگین شانهاش را تکان میداد و گفت « ایستگاه آخر است. خوابت برده.…
منوچهر·۱ ماه پیششکارچیداستانک ۴۰- دیار خارجه- سال ۲۰۳۲من یک گربه وحشی بودم. بازیگوش، شکارچی و سبک سر. از همانهایی که اگر کسی بخواهد رامش کند، پنجه را در صورتش م…
منوچهر·۱ ماه پیشریشههای سیاهداستانک ۳۸- جوپارانا، برزیل- سال ۲۰۶۰«دیدو سانتوس! واقعا نامتان دیدو هست؟!» کارمند برگه را از پیشخوان برداشت و با صدایی رسا داد زد: «هی پدر…
سعید پورمحرم·۲ ماه پیشنقد انیمه Memoriesسفری از شاعرانگی وهمآلود تا خفگی دیستوپیاییمعرفی کوتاه«Memories» مجموعهای سهگانه از انیمه است که سه جهان مستقل اما همریشه را میسازد؛ ج…
جادوگر ترسناک·۶ ماه پیشاکیدنلا (0594631) p1سالن مزایدهٔ «گلدن استاک» بوی چرم گرانقیمت و عطرهای سنگین میداد. نورهای اسپاتلایت روی پایهٔ چرخان مرمری متمرکز بود، جایی که کد0594631 نشست…
XSDFFدرکوچه پس کوچه های کهکشانی ناپیدا·۶ ماه پیشآن سوی دیوار های آهنینآن سوی دیوار میخواهند که ما نابود شویم
رابرت·۲ سال پیشداستان کوتاه لاتاری :نویسنده شرلی جکسون:4در اینجا قسمت آخر داستان کوتاه دیستوپیا و پاد آرمانشهری لاتاری نوشته ی شرلی جکسون را می خوانیم.
رابرت·۲ سال پیشداستان کوتاه لاتاری :نویسنده شرلی جکسون:3در اینجا قسمت سوم داستان کوتاه دیستوپیا و پاد آرمانشهری لاتاری نوشته ی شرلی جکسون را می خوانیم.
رابرت·۲ سال پیشداستان کوتاه لاتاری :نویسنده شرلی جکسون:1در اینجا قسمت اول داستان کوتاه دیستوپیا و پاد آرمانشهری لاتاری نوشته ی شرلی جکسون را می خوانیم.