سبا با سین·۲۵ روز پیشپیری در پیراهن جوانینمیدانم قرار است چه بنویسم و به کجا برسم آخر من هیچوقت راه بلد نبودم این کلمات بودند که راه خود را پیدا میکردند مرا هم همراه خود به مقصد می…
Hooman Torkiدرخودکار آبی·۲ سال پیشمیگذرد و ما قدر نمیدانیمچطور گذشت ؟ هیچ،پوچ....... چیزی به یاد ندارم فقط گذشت و کمی خستگی روی دوشم دارم.دوازده سال گذشت و هجده ساله شدم.هیچ،پوچ تمام شد .نه پولی دا…
علیرضا·۳ سال پیشمی گذرد.باد سرد می وزد، از میان درختان چنار. پشت سر چه چیز را جا گذاشتم؟ چشمانش را؛ و بعد آرام و خسته و غمگین در برف دور می شوم. می گذرد، دوباره می…
سید ابوالحسن حسینی ایوری ( آریا ایوری )·۶ سال پیشزندگی لحظه بیداری ماست...زندگی میگذرد.زندگی معرکه همت ماست...زندگی میگذرد..