Samaeism·۱ ماه پیشنامه ممنوعهبرای بعضی حرفها هیچگاه مجوز صادر نمیشود. خلوص اهمیتی ندارد. نباید آنقدر که به شما اجازه داده شده در اجتماع از دوست داشتن صحبت کنید.جامع…
نامه های علی و زریدرنامـهای به تو که نمیخوانی·۱ ماه پیشخلا بین آتش بس و جنگزری عزیزمدوباره جنگ شد. این بار هم توی هتل بودم و داشتممطالب کلاس رو آماده میکردم که خبر اومد تهران رو زدن. هواپیمای شرکت کنندگان دوره…
نامه های علی و زریدرنامـهای به تو که نمیخوانی·۶ ماه پیشکوه مشترک، درد مشترک، به بهانه تولدتزری عزیزمیادته آخرین باری که قرار شد همدیگه رو ببینیم قبل از حرکت چی برام فرستادی؟ گفتی: حس میکنم دارمسرما میخورم. سرماخوردگی به خودی خود…
نامه های علی و زریدرنامـهای به تو که نمیخوانی·۱۰ ماه پیشجهان موازیزری عزیزمسلام.نامه رو در حالی مینویسم که وارد سومین هتلی شدم که در عرض ۲۴ ساعت گذشته اقامت داشتم. البته این تنها رکوردم طی روز اخیر نبوده.ا…
SINOXدرنامـهای به تو که نمیخوانی·۱ سال پیشمیان دو نگاه خاموش«نامهای برای هیچکس… و شاید برای تو»امشب شبِ دیگریست،شبِ دیگری از هزار و یک شبِ بینام، بیتاریخ، بیدلیل.تو هنوز همینجایی. دستت روی هما…
SINOXدرنامـهای به تو که نمیخوانی·۱ سال پیشمرثیهای برای بودنتبه تویی که دیگر نیستی، اما هنوز همهجایی...
سید مهدار بنی هاشمی·۱ سال پیشنامه ای به ماه آسمان دلم ... سلام ماه من،شاید زودتر ازین ها باید نامه نوشتن برایت را شروع میکردم. شاید زودتر ازین ها باید حال دلم را با تو در میان میگذاشتم و از حال دل…
نامه های علی و زریدرنامـهای به تو که نمیخوانی·۱ سال پیشجنگ نوشت ۱زری عزیزماین نامه را وقتی برایت مینویسم که ساعت از ۳ شب گذشته و به علت قطعی اینترنت تقریبا از هر اتفاقی بی اطلاعم. امروز هم همسایه روبرویی…
Mostafa Olyai·۱ سال پیشبرای معشوق خیالی امبرای معشوق خیالی امشاید معشوق کلمه ای مناسب برای تو نباشد، شاید بهتر بود تو را جان یا بالاتر از آن روح صدایت کنم.نمیدانم کی و کجا چشم گذاشت…