من از یادت نخواهم کاست ، تو از یادم ؟《چالش هفته : با این ها یاد من بیفت》🍃

یکی از یادآوری های قشنگ تاریخ اون لحظه است که منصور با معشوقه اش تماس میگیره و میخونه : یادت نره دوستت دارم ...

گاهی هم تیکه کلام یه نفر ، میشه امضای شخصی اون آدم و هر وقت ازش نقل قول کنی با همون تیکه کلام یعنی به یادشی ...

به یاد بودن آدما یعنی آدم ها تو ذهنت زنده هستند ، تو قلبت نفس میکشند و تو بخاطر علاقه ای که بهشون داری نمیتونی فراموششون کنی ...

اما اینکه چیا به یادت بمونه و از چه کسی بستگی به انصاف تو و هنر اون شخص داره ...

گاهی آدما با خلق یه شاهکار خودشون رو در تاریخ یه ملت و یا جهان ثبت میکنند ، گاهی نه ما به تقلید و با استفاده ی مداوم از آثار دیگران و تاثیرپذیری از اون ها به نمونه ای دیگری از آدمی مبدل میشیم که میتونه تو اذهان به خاطر سپرده بشه و در بزم ها یا غم ها یادش بیفتیم

به یاد ماندن در ذهن آدم ها نیاز به سر و صدا و جار و جنجال نداره ، گاهی آرام ترین و ساکت ترین آدم های زندگیتون چنان در ذهن و قلبتون رسوخ میکنند که هر بار یادآوریشون احساسات شما رو دچار دستخوش میکنه و دلتون برای همون آرامش تنگ میشه .

اما برای آدم های معمولی و ساده ای چون من که دنیای محدود و آدم های محدودتری دورم را گرفتند . اینکه چگونه در لحظه های نبودن و یا یک عمر بی خبری به یاد آورده میشم هم چالش جذابیه که با اشاره به نکاتی شاید دو چندان یاد من بیفتید!!!!

هر وقت موسیقی و تیتراژ آنشرلی پخش شد ، حتما به یاد من باش

هر وقت کارتون فوتبالیست ها پخش شد ، واکی بایاشی جنتلمن رو با اون کلاه جذاب و ژست همیشه سر به زیرش دیدی و دلت لرزید ، یاد من باش

هر وقت یک استکان بابونه دم کردی ، یاد من باش

هر وقت اشعار قیصر امین پور رو شنیدی و خوندی ، یاد من باش

هر وقت ترانه ای از افشین یداللهی و صدای خواجه امیری بود ، یاد من باش

هر وقت دیدی کسی فوبیای ترقه و ترکوندن بادکنک داره ، یاد من باش

هر وقت جیپ قرمز رو تو جاده یا خیابون دیدی ، یاد من باش

هر وقت کاپوچینو خوردی ، یاد من باش

هر جا دیدی یکی نوشیدنی سرد رو به گرم ترجیح میده ، یاد من باش

هر وقت دیدی صبح تابستون برق رفته اما یکی زیر لحافش چون حس میکنه خنکه خوابیده ، یاد من باش

هر وقت کسی گلبرگ یاس کف دستات گذاشت ، یاد من باش

هر جایی ،دختری لاغر، قد بلند و سبزه دیدی ، یاد من باش

هر جایی اشتباه تایپی یا غلط املایی دیدی ، یاد من باش

وقتی خواستی باقلوا ترکی یا شیرینی نارگیلی بخری ، یاد من باش

هر وقت دیدی یکی کیک یزدی رو با پوستش میخوره ، یاد من باش

هر جا دیدی تابلوئه نه به دخانیات زده ، یاد من باش

هر وقت شیرتوت فرنگی خوردی ، یاد من باش

هر وقت یکیو دیدی که تو بدترین لحظات و نابه جا ترین مکان ها و جمع ها از شدت خنده سرشو بالا نمیاره ، یاد من باش

هر وقت دیدی یکی نمیتونه کسی رو دلداری بده و کلا تو این مقوله از لحاظ احساسی فلجه ، یاد من باش

هر وقت صدای بم دخترانه ای رو شنیدی ، یاد من باش

هر وقت خواستی از شدت عصبانیت فحاشی کنی ، لطفا یاد من باش و فحش نده

هر وقت تو یه جر و بحث خواستی با تیغ کنایه پوست طرف رو بکنی و بعدش شب از وجدان درد ، خواب به چشمات نیومد ، یاد من باش

هر وقت برف رو دیدی و آدم برفی درست کردی ، یاد من باش

هر وقت دختری رو دیدی که با آرایش غریبه است ، یاد من باش

هر وقت غذا کشک بادمجون داشتی ، یاد من باش

هر وقت چه از پشت قاب تلوزیون چه در عالم واقع ، سرزمین زیبای اسکاتلند رو دیدی و رو سنگفرش های ادینبورگ قدم زدی ، یاد من باش

هر وقت لوس بازیای تازه به دوران رسیده ها رو دیدی احساس چندش بودن گریبانت رو گرفت ، یاد من باش

هر وقت ادم های خجالتی رو دیدی که باهات چشم تو چشم نمیشن و در و دیوار رو نگاه میکنند ، یاد من باش

هر وقت یکی خاطره ی خنده دار واست تعریف کرد اما نصفشو بخاطر خنده های وسط توضیحات نفهمیدی، یاد من باش

هر وقت آدامس نعنایی خوردی و انسان در جست و جوی معنا کنارت بود ، یاد من باش

هر وقت خوبی ادم ها ، تو رو به گریه انداخت ، یاد من باش

هر وقت بغض چنبره زد به گلوت و اشک حلقه زد تو چشات و خواستی با یه لیوان آب سرد ، قورتش بدی ، یاد من باش

هر وقت سینه ات از حجم غم مالامال شد و چاره ای نداشتی جز آه کشیدن برای اینکه حس کنی هنوز زنده ای ، یاد من باش

هر وقت دلت شکست و بخاطر عذاب وجدان بعدش از تلافی منصرف شدی ، یاد من باش

هر وقت پای فیلم ، سریال و انیمیشن ، قایمکی اشک ریختی ، یاد من باش

هر وقت دوچرخه ای تو خیابون دیدی ، یاد من باش

هر وقت خونه ی نورگیر و فضای روشن و دلباز رو دیدی ، یاد من باش

هر جا خونه ی آجرنما دیدی ، یاد من باش

هر وقت زاویه ی لامپ های یک خونه و نورشون مطابق میلت بود و لذت بردی ، یاد من باش

هر وقت یه آدم مریضی رو دیدی که از اعماق قلبش دوستت داره اما هیچ وقت به زبون نمیاره ، یاد من باش

هر جا یکیو دیدی که میمیره واسه خانواده اش اما تو بیان احساساتش نسبت به اونا لال بوده ، یاد من باش

هر وقت بازی های استقلال رو دیدی ، اسم چلسی رو شنیدی یا بارسلونا برد و باخت ، یاد من باش و حس وحالم رو از راه دور درک کن

هر جا چیپس پیاز جعفری دیدی ، یاد من باش

هر وقت《سنگ قبر آرزوی》آرتوش رو تو پلی لیست گوشیت خواستی پخش کنی ، یاد من باش

هر وقت هندوانه قاچ کردی ، نارنگیا دلت رو بردن ، درخت پرتقال دیدی و از بوی انبه لذت بردی ، یاد من باش

هر جا دیدی یکی اعتماد به نفس از تو زندگیش خط خورده و داره به زندگیش به شکل عجیبی ادامه میده ، یاد من باش

هر وقت دختری رو دیدی که با زمانه اش بروز رسانی نشده و تو یه عالم دیگه سیر میکنه ، یاد من باش

هر وقت لئون حرفه ای رو تماشا کردی و آهنگ shape of my heart تو گوش هات زنگ زد ، یاد من باش

هر وقت آدمی رو دیدی که از ریاضی فقط جمع و تفریق ، ضرب و تقسیم اولیه رو بلده ، یاد من باش

هر وقت یکی رو دیدی که لحظه های حساس یک تاریخ جمعی و خاطرات مشترک رو خوب بخاطر داره ، یاد من باش

هر وقت دیدی یکی هر چی میخوره چاق نمیشه ، یاد من باش

هر جایی کسی وقت و بی وقت برات آهنگ مورد علاقه شو فرستاد ، یاد من باش

هر وقت یکی آشغال رو نریخت تو خیابون ، یاد من باش

هر وقت دیدی یکی محو زیبایی اطرافش شده و تمام قد لذت میبره و میره ، بدون اینکه یه لحظه شو تو گوشیش ثبت کنه ، یاد من باش

هر وقت شب ، هوس پارک و تاب و سرسره بازی به سرت زد ، یاد من باش

هر وقت عمدا بعد آدامس نعنایی ، آب خوردی تا دهانت یخ بزنه ، یاد من باش

هر وقت تشنه ات بود و عمدا ساقه طلایی خوردی تا تشنه تر شی و نوشیدن آب بیشتر بهت بچسپه ، یاد من باش

هر وقت دیدی یکی خیلی رو واژه ها و جملاتی که به کار میبری حساسه و پی معنا و شکل کلمات و ایرانی بودنش میگرده ، یاد من باش

هر وقت دیدی یکی خیلی تند رفته اما نمیتونه برگرده ، یاد من باش

هر وقت کیلین مورفی و آبی های غمگینش رو دیدی ، یاد من باش

هر وقت دیدی ، دختری تو سفره آرایی صفر کیلومتره اما میتونه در بطری نوشابه و هر چیزی که محکم بسته رو با دست های باریکش باز کنه ، یاد من باش

هر وقت دیدی دو نفر به خاطر سوءتفاهم دارند بحث میکنند و حرف همدیگه رو اشتباه فهمیدن و تو با سکوتی که نمیدونی چرا، نمیخوای از اشتباه درشون بیاری ، یاد من باش

هر وقت آدمی رو که دیدی که نمیتونه دروغ بگو ، یاد من باش

هر وقت آدمی رو دیدی که میشه باهاش حرف زد ، بهش اعتماد کرد ، یاد من باش

هر وقت یکی وقت و بی وقت مزاحمت شد ، چون ازت راهنمایی و کمک میخواد ، یاد من باش

هر وقت آدمی رو دیدی که با کودک درونش زندگی میکنه ، یاد من باش

هر وقت دیدی یکی رو با جشن تولد ، شگفت زده کردن و اون معذب و خجول میخواد از اون موقعیت فرار کنه ، یاد من باش

هر وقت دیدی یکی نوشابه رو فقط تگری و سرد میخوره ، یاد من باش

هر وقت توله ببر ها رو دیدی و دلت خواست تو بغلت می چلوندیشون ، یاد من باش

هر وقت نتونستی خوردن بسکوییت کرم دار با آبمیوه رو هضم کنی ، یاد من باش

هر وقت طاقت گریه ی عزیزات رو نداشتی و اشکات در اومد ، یاد من باش

هر وقت نتونستی به زشتی های دنیا عادت کنی ، یاد من باش

هر وقت آدمی رو دیدی که گاهی وقتا آی کیوش به پایین تر حد ممکن میرسه و خودشم نمیدونه چرا ، یاد من باش

هر وقت خواستی پشمک بخوری ، یاد من باش

و هر وقت ، هر جایی اسم زهرا رو شنیدی ، یاد من باش

وقتی برادرت ۳۲ ساله ات میگه بیا نقاشیتو کشیدم
وقتی برادرت ۳۲ ساله ات میگه بیا نقاشیتو کشیدم

پ ن : گاهی وقت ها شاید قدرت احساس درون آدم آنقدر زیاد باشه که حتی روی جسم و بیماری انسان احاطه کنه و نذاره این بیماری همه ی اون آدم و داشته هاش رو از پا دربیاره ، یادآوری و به خاطر سپردن آدما ، خصوصا در دوران میانسالی یه تفریح برای خاطره بازی محسوب میشه اما اگر بیماری آلزایمر که مثل علف هرز همه ی حافظه ات رو میگیره سراغت بیاد ، اون موقع است که دنیا هر لحظه اش برات تازه است و آدم ها برات غریبه هستند ، طبق شنیده ها《عمر شریف》ستاره معروف جهان عرب و هالیوود ، سالهای پایانی عمرش حتی فرزندش طارق رو فراموش کرده بود ، اما همسر سابقش 《فاتن حمامه 》 رو نتونست فراموش کنه و در لحظه های فراموشی فقط سراغ فاتن رو میگرفت ، فاتن کجاست ؟

شاید این همون قدرت عشق باشه که بتونه آلزایمر رو هم لحظاتی از پا در بیاره.

پ ن : اگر کامنت گذاشتید و نتونستم جواب بدم ، بذارید به پای بی ادبی ویرگول یا هر کی که قدرت کامنت جواب دادن رو از من گرفته ، واقعا متاسفم 🩷