چگونه شعرها در من جریان دارند؟

 

چون ذهنم آشفته بود و دوست داشتم بنویسم... به این امید که ، نوشتن رهایی بخش و نجات بخش باشد. آمین.

 

وقتی آقای جوجه تیغی اولین چراغ را روشن کرد و پست "یه روز که دیگه نیستم، با اینا یاد من بیفت...!" را منتشر کرد، بلافاصله این بیت پروین اعتصامی به خاطرم آمد: 

"دوستان بِه که زِ وی یاد کنند / دل بی دوست دلی غمگین است"

این شعر را اولین بار در نوجوانی، هنگامی که دبیر ادبیات برای معرفی پروین میخواند، شنیدم. پروین آن را برای سنگ مزارش سروده بود. حتی در آن سن هم غم سنگینی در این شعر حس میکردم؛ گویا او تنها بوده و ته مانده امیدی از به یادآورده شدن داشته است.

 

روز دوم، با انتشار نوشته های بیشتر، این شعر در ذهنم طنین انداخت: 

"من از یادت نمی کاهم / تو را من چشم در راهم / گرم یادآوری یا نه، من از یادت نمی کاهم..." 

در اینجا، شاعر تمام قد عاشق است و آنقدر لبریز از عشق که حتی به یادآورده شدن یا نشدن هم برایش تفاوتی نمی کند؛ او تنها می ماند و منتظر.

 

همینطور که نوشته ها بیشتر میشد و موتور جست وجوی ذهنم، در پس زمینه ای ناخودآگاه به کاوش ادامه میداد، شعر سوم خودنمایی کرد: 

"امروز که در دست توام مرحمتی کن / فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت؟" 

به نظرم در اینجا حافظ حرف اصلی را زده است: نه از غم پروین خبری است، نه از انتظار نیما. این شعر ما را به اکنون و بودنِ در کنار عزیزان فرا میخواند.

 

دنیا چگونه میشد اگر تا زنده هستیم و عزیزانمان در کنارمان هستند، یکدیگر را دوست بداریم و دوست داشته شویم؟ 

همانطور که دالای لاما گفته: "سیاره ما دیگر نیازی به آدمهای موفق ندارد. این سیاره به شدت نیازمند افراد صلح جو، درمانگر، ناجی، قصه گو و عاشق است."

 

مجموعه افکار، رفتار و گفتارمان، از ما اثری منحصربه فرد میسازد؛ چیزی شبیه یک اثر انگشت یکتا.   و آنچه از ما برجا می ماند همین اثر انگشت است ....

این بود انشای من درباره "چگونه به یاد آورده میشویم".😂

پ.ن : این مدت، ویرگول از همیشه پررونق تر بود. سعی کردم متنهای منتشرشده را بخوانم و تا جایی که شد کامنت گذاشتم. اگر دیدید لایک کرده ام اما کامنتی نیست، لطفاً دلخور نشوید. هنوز گاهی اختلالات اینترنتی برقرار است. امیدوارم در روزهای آتی اوضاع بهتر شود و بتوانم با فراغِ بال، همه نوشته های جدید را مرور و با حوصله پاسخ دهم.

https://www.coffeebede.com/d_mahtab