منصور سجاد·۲ ساعت پیشوقتی داستان توضیح نمیدهد، اما تو گریه میکنیوقتی فصل سیزدهم از را میخوانیم، حتی اگر هیچ چیز دیگری از رمان ندانیم، باز هم مرگ پدربزرگ ما را تکان میدهد. گلو میگیرد، بغض میکنیم و تا…
parsax x·۲ ساعت پیشبرای تو که دور بودی، اما نزدیکترینیبعضی آدمها مثل نوری هستن که از دور میتابه، فقط روشنایی میدن و رد میشن. اما بعضی دیگه… مثل تو، که نورت از نزدیک هم گرمه و دلنشین. حضورت،…
دلا·۲ ساعت پیشپرتو امیدهر کدام از ما ممکن است از همانهایی که در جنگ با یأس شکست خورده و زیر پایش له شده اند، باشیم. اینجا آرزوها سرکوب و توانها هلاک میشوند. هر…
هیچ·۲ ساعت پیشدریییییتکه ای آسمانبرای نگاه کافی ستذره ای از نور چشیدنبرای همه عالم عالیست در عالم دنیاییدیدن محبت برای همهیک عالمه مهربانی ستنگو هیچوقت نمی شودب…
هانیه·۲ ساعت پیشبه رنگِ نبودنآه که در خیال بودن چه آسان است؛ آنجا که خورشیدِ وهم تابان است و دنیا به کام. اما چه دردناک است سقوط از این بلندیِ خیالی به سردیِ واقعیت؛ جا…
شیما نصیری·۲ ساعت پیشهر جا توجهات برود، همان جا انرژیات جاری میشود۱. صبح، پیش از آنکه بیدار شویصبح که از خواب بیدار میشوی،چشم هنوز باز نشده،ذهنت ربوده میشود.تلفن را برمیداری.چند پیام، یک اعلان، دو خبر.و…
m_16950588·۲ ساعت پیشهجاهای ناهمسانشعر📚کریان--- «رویش و هجاهای ناهمسان»ما زندگی را نه در کلمات سنگین و ترجمهمحور، که در جان کلام جستجو میکنیم. زندگی، این تابلوی صد رنگِ فر…
Fateme·۲ ساعت پیشوقتی نویسندگانِ بزرگ، عجیبتر از داستانهایشان میشوند!🖋️نگاهی به عادتهای عجیب و رازهای زندگی نویسندگان بزرگ؛ از مارک تواین تا سلینجر و بالزاک.