هانیه·۲ روز پیشمن با خودمشب است و من در تاریکی گم شدهام، گویی در اقیانوسی بیانتها شناورم. ذهنم به دنبال باریکهای از نور میگردد، اما کجاست؟ پنجرههای ذهنم رو به…
هانیه·۳ روز پیشآغازِ نوکلمات گاهی کشندهاند، به خصوص وقتی برای مدت طولانی در گلو حبس شوند. من مینویسم تا از سنگینیِ این کلمات رها شوم. گاهی از دردِ دیگران میگوی…