سعی کردم قبول کنم، یعنی قبول کردم
بیناراحتی، بیانتظار
بیفکر منفی و بیعصبانیت
بهخاطر خودم، که به نفعمه و برام خوبه
هیچ اتفاقی بد نیست
منم پذیرفتم، قبول کردم
دیگه مقاومت نمیکنم،
تسلیمم.