
خواستن هایی که در لحظه اتفاق می افتند، جز شیرین ترین های زندگی اند.
و چه تلخ می شود که در اوج خواستن، نه، اما، ولی و اگر بشنوی. چرا که تو فقط در آن لحظه می خواهی. می خواهی شنیده شوی، دیده شوی و خواسته شوی.
سیلیِ "باشه ولی" چنان به صورتت ضربه ای وارد می کند که در جا می میری و هیچ بوسه ای از مرگ نجاتت نمی دهد.
و اینجا شروع مرگی ست که ریشه دوانده و در حال جوانه زدن است.
مرگی آرام و بی صدا...
این چند روز خیلی چیزایی دارکی رو دیدم و شنیدم. خواهم نوشت البته یکم زیادی دورم شلوغه. فقط چون سفرم و کیبورد تبلت نیم فاصله نداره نمی تونم رعایت کنم. (قشنگ معلومه رو اعصابمه :)) )
فک کنم باید یه کتاب جدید بخونم. دلم تنگ شده بود.
خانم آلبالو