علیرضا آزاد·۱۴ روز پیششیرینی تلخصبح با یک دوش آب سرد شروع کردم و حسابی لذت بردم. توی این فکر بودم که سریع برسم شرکت و صبحونه بخورم و جاتون خالی؛ نون پنیر و گوجه خیار و نون…
خانم آلبالو·۱ ماه پیشمرگخواستن هایی که در لحظه اتفاق می افتند، جز شیرین ترین های زندگی اند. و چه تلخ می شود که در اوج خواستن، نه، اما، ولی و اگر بشنوی. چرا که تو ف…
خانم آلبالو·۲ ماه پیشماجراآخر ماجراست، به آغاز بر میگردیم...از کجا شروع شد؟ درست یادم نیست. از آن روزی که فرانسوای آسیزی چشم به جهان گشود؟ یا ... شاید هم از روزی شر…
علیرضا آزاد·۵ ماه پیشدرد شیرین آهنگ درد شیرین از رضا ملک زاده پخش شد و یاد عزیزی افتادم که از دستش دادم و دلم گرفت.علیرضاجان میدونم که خیلی برات سخته. اما خدا یه چیزیو م…
نسترن پیریان·۶ ماه پیشزمینِ آسمان هفتمفرهادِ من؛ سوادم برای از تو نوشتن، نم کشیده.روزگارم به شیرینیِ نامم نیست، قلبم به عظمت و سنگینی کوه پیش روی تو درآمده.طاقتم طاق شده و سر آم…
نقاش آینه ها:!·۱ سال پیشقاتلِ بودن!روزی که قلمم از نبودن تو بگوید و صفحهء کاهی رنگ کاغذ تسلیم شده در برابر حکم قلم رنگ سیاهی به خود بگیرد . اشک ها ماهرانه روی گونه ها میلغزن…
Karma·۱ سال پیششبگردی...آن شب ها محیط امینی وجود نداشت خانه ای وجود نداشت اسمان شب تنها خانه ای بود که در آن تلاطم شب پذیرای غریبه ای آشنا بود ......