ویرگول
ورودثبت نام
آنه^^
آنه^^[تکرار غریبانه‌ی روزهای آنه سرانجام این‌گونه گذشت...]
آنه^^
آنه^^
خواندن ۲ دقیقه·۱ ماه پیش

لابد دیوانه‌ام دیگر!

راستش بعضی روزها انگار هیچ چیز برای نوشتن و تعریف کردن ندارم. بگذار راحت باشم. خودم باشم. اصلا بگذار هذیان بگویم. قلمم را رها کنم تا هر طور دلش می‌خواهد واژه‌ها را کنار هم بچیند. افسار کمال گرایی را از دور گردن قلمم باز می‌کنم و آزادش می‌کنم. اصلا دلم می‌خواهد تکراری بنویسم. بعضی اوقات لذت بعضی کارها در تکرارشان است. نمی‌خواهم خط‌ها را بشمارم یا با خودم تکرار کنم که حداقل باید یک صفحه را با کلماتت پر کنی. می‌خواهم از نوشتن لذت ببرم. حتی از نوشتن چیزهای آزار دهنده. مثل لذت خاراندن زخمی که زیر ناخن‌هایت حس بد و همزمان خوبی دارد. اگر خیال دارم که روزی نویسنده شوم دلم می‌خواهد نوشتن را نه مثل یک وظیفه که شبیه استراحت ببینم. آدم‌ها از وظایفشان می‌گریزند. دیگر از گریختن از نوشتن خسته شده‌ام. چرا می‌گریزم؟ از دست خودم می‌گریزم. از دست خودم فرار می‌کنم که مرا مجبور می‌کند در چهارچوب ذهنم بنویسم. واقعی بنویسم. خیال بافی نکنم. اصلا دلم می‌خواهد یک جمله و یک فعل را بارها و بارها تکرار کنم بدون این فکر که باید جایگزینی برای فعلی که چند بار در متنم از آن استفاده کرده‌ام پیدا کنم. می‌نویسم. می‌نویسم. هر چقدر دلم بخواهد می‌نویسم. بگذار کلماتم روی کاغذ باریدن بگیرند. بگذار چایی کنار دستم یخ کند. اگر نوشتن را رها کنم باز هم آهوی گریزپای درونم فرار می‌کند و دیگر مگر جوهر خشک شده‌ی قلم ذهنم با ها کردن گرم می‌شود؟ می‌نویسم و جملات قبل را نمی‌خوانم. به این فکر نمی‌کنم که این جمله را همین چند سطر بالاتر به همین گونه یا به گونه‌ای دیگر نوشته‌ام. می‌نویسم و باز هم می‌نویسم. می‌نویسم و سعی می‌کنم به این موضوع فکر نکنم که دست خطم کم کم دارد می‌شود مثل مته‌ای که مغزم را سوراخ می‎‌کند. دارد می‌رود روی مخم. سعی می‌کنم به این موضوع توجه نکنم که بعضی از جملاتی که دارم می‌نویسم از نظر علائم نگارشی و دستور زبان مشکل دارند. هذیان می‌گویم دیگر. مثل همیشه... دیوانه‌ام! خودم هم می‌دانم. دیوانه‌ام و انگار دارم به خودم تلقین می‌کنم که نیستم. آخر مگر می‌شود آدمی که برای کسی که تا به حال ندیده نامه می‌نویسد دیوانه نباشد؟ آخر مگر می‌شود کسی که ساعت‌ها یک گوشه می‌نشیند، برای خودش خیال می‌بافد و با خودش حرف می‌زند دیوانه نباشد؟ لابد دیوانه‌ام دیگر! دیوانه...!

1405/1/23

۲۶
۱
آنه^^
آنه^^
[تکرار غریبانه‌ی روزهای آنه سرانجام این‌گونه گذشت...]
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید