بستانه·۲ روز پیشیارکشیامان از اتفاقای غیر منتظره پشت سر هم.یهو سقف خون شروع می کنه ریختن 😂خواهرت خونه می خره همه چیتو میدی بهشیه مورد پزشکی فوری و گرون پیش میاد…
بستانه·۵ روز پیشبی عنواندنیایی که من در آن زندگی می کنم چیزی از عدالت و قضاوت سرش نمی شود.دنیایی که آدم های خوشبخت در آن زندگی میکنند سرش می شود.در آستانهی چهل س…
بستانه·۷ ماه پیشبابامی نویسم پاک می کنم.می نویسم پاک می کنم.حالم خوش نیست،دلت می خواهد دلیلش را بدانی؟دلیلش میلیون میلیون عقده ایست که روی دلم است.از کدام شروع…
بستانه·۷ ماه پیشمرگدیروز از تولد نوشتم،امروز با خبر از مرگ یکی از دوستان قدیمی شدم که از قضا نویسنده هم بود.هنوز توی شوک هستم.نویسنده خیلی معروفی بود.گرچه سال…
بستانه·۷ ماه پیشتولدامروز پاییز بود،امشب هم پاییز است.تولد من هم پاییز است.یک هفته پیش بود.نه! سی و نه سال و یک هفته پیش بود.آن موقع ها هوا سرد تر بود.خوب یادم…