ویرگول
ورودثبت نام
Del_noori
Del_noori
Del_noori
Del_noori
خواندن ۱ دقیقه·۱۰ روز پیش

فقط می رفتیم …

نمیدانستیم تا کجا،

نمیدانستیم تا کی،

فقط می رفتیم،

سرگردان بودیم …

میدویدیم،

زمین میخوردیم،

در ناکامی هامان غلتان بودیم…

سر بالا می آوردیم،

جمعیتی به سرعت از کنارمان می گذشتند،

هول برمان میداشت،

و ناخودآگاه از این همه شتاب حیران بودیم…


انگار گیر کرده بودیم،

لا به لای حسرتی،

در میانه ی راهی،

می خواستیم  عبور کنیمو جلو بزنیم اما

نمیتوانستیم…

دونده ای کم جان بودیم …

فقط می رفتیم،

نمیدانستیم تا به کجا،

نمیدانستیم تا کی،

مسیر بی پایان بود

و هر روز بی رمق تر از دیروز،

بین خودمان بماند اما انگار ،

عمری بازیچه ی چرخشی دوّار بودیم …

#دلارام-نوری

رفتنسرگردانیحسرتشتابمتن
۱۹
۰
Del_noori
Del_noori
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید