Eli·۱۱ روز پیشلی لیمثل همیشهسرد و بی روحتکیه داده بودم به دیوارتوو وجودم هیچ حس و حالی برای زنده نگه داشتنم نبودچشمامو باز کردمبا انگشتای بامزه اش بهم اشاره م…
Eli·۱۴ روز پیشاولین نوشتهکاش منم میتونستم احساساتمو به زبون بیارمکاش هیچ وقت مجبور به اینقدر قایم کردن شون نبودمانگار از آدما میترسممیدونیاز آدما نمیترسمااز عادت کر…