
نوشتن فعالیتی است که اغلب با سکوت، تمرکز و انزوای خلاقانه همراه است. اما میان انبوه نویسندگان بزرگ تاریخ، عادات و رفتارهای غریبی وجود داشته که نه تنها مانع خلاقیت آنها نشده، بلکه به بخشی جدا ناپذیر از فرآیند خلق آثار ماندگارشان تبدیل شده است.
۱. دکتر سوس و کلاههای ۳۰۰تایی 🎩
تئودور گیزل (دکتر سوس)، نویسندهی کتابهای کودک، مجموعهای از ۳۰۰ کلاه داشت و وقتی به بنبست خلاقیت میرسید، یکی از کلاهها را برمیداشت تا ذهنش باز شود.
۲. جک کرواک و طومار ۱۲۰ فوتی 📜
کرواک برای اینکه در حین تایپ رمان «در جاده» سرعتش کم نشود، صفحات کاغذ را به هم چسباند، یک طومار ۳۶ متری درست کرد و کل رمان را بدون وقفه روی آن تایپ کرد.
۳. تونی موریسون و سطلهای زباله 🗑️
تونی موریسون، نویسندهی برنده ی نوبل، هر روز نوشتن خود را با نگاه کردن به سطلهای زبالهی اطراف محل زندگیاش شروع میکرد تا جسد آملیا ارهارت را پیدا کند!
به گفتهی خودش، پیدا نکردن این جسد به او ثابت میکرد که داستانها هرگز واقعاً تمام نمیشوند و او باید به نوشتن ادامه دهد.
۴. ویکتور هوگو و تخممرغ خام 🥚
نویسندهی پرآوازهی فرانسوی، ویکتور هوگو، روز خود را با خوردن دو عدد تخممرغ خام و سپس حمام کردن با آب یخ شروع میکرد.
او این کار را برای تقویت انرژی و ذهن خود انجام میداد.
۵. یودورا ولتی و وصلهکاری کاغذ ✂️
یودورا ولتی، نویسندهی آمریکایی، روشی بسیار فیزیکی برای بازنویسی داشت. او برای مرتب کردن داستانهایش، صفحات را با قیچی میبرید و با سنجاق به هم متصل میکرد تا بتواند بخشهای مختلف را به راحتی جابجا کند.
او این روش را به وصلهکاری لحاف تشبیه کرده بود.
۶. گرترود استاین و ماشین تحریر پارک شده 🚗
گرترود استاین، نویسندهی مشهور، منبع الهام عجیبی داشت. او اغلب در ماشین پارک شدهاش مینشست و مشغول نوشتن میشد.
گفته میشود که ترافیک خیابانهای شلوغ پاریس، الهامبخش ضربآهنگ نوشتههایش بوده است.
🌸 حرف آخر…
هر نویسنده روش خاص خودش را برای نوشتن دارد. بعضی کلاه میگذارند، بعضی طومار میسازند، بعضی به دنبال جسد میگردند و بعضی توی ماشین مینویسند!
شاید راز خلاقیت، همین عادتهای عجیب و شخصی باشد. 😉
پینوشت:
شما کدام عادت را عجیبتر از بقیه دیدید؟ آیا شما هم عادت خاصی برای نوشتن یا مطالعه دارید؟ خوشحال میشم توی پیامها برام بنویسید. 🌸💬
اگر تا به حال با داستان ما میتوانیم آشنا نشدهاید، میتوانید از اینجا شروع کنید:
ما می توانیم، قسمت اول:سایه هایی در مه
ما می توانیم، قسمت دوم:بازگشت به دالان گلوله ها
ما می توانیم، قسمت سوم:قمار با کدهای سوخته
ما میتوانیم، قسمت چهارم:شمارش معکوس در تالار سایهها
ما میتوانیم، قسمت پنجم: در رگهای تاریکی
ما میتوانیم، قسمت ششم:سه ضربه برای نجات
ما میتوانیم، قسمت هفتم:خواهران
ما میتوانیم، قسمت هشتم: آخرین امانت
ما میتوانیم، قسمت نهم:اعتراف وینکلی
ما میتوانیم، قسمت آخر:ما توانستیم
💖 حمایت شما موجب دلگرمی من است 💖