ویرگول
ورودثبت نام
Fateme
Fatemeنویسنده جهانی است که در جسم انسانی اسیر شده است. - ویکتور هوگو -
Fateme
Fateme
خواندن ۳ دقیقه·۲ روز پیش

نجوای نویسندگان در گوش جان🌿

گاهی یک جمله، بیشتر از یک کتاب حرف برای گفتن دارد.
این بار، سراغ چهار نویسنده‌ی بزرگ رفتم که هرکدام، با چند کلمه، دنیایی از معنا رو به ما هدیه کردن.
شاید این جملات، جواب سوال‌هایی باشن که این روزها در ذهن بسیاری از ما می‌چرخند.


۱. لئو تولستوی — Leo Tolstoy 📖

"if you want to be happy, be."
(اگر می‌خواهی خوشبخت باشی، باش.)

منبع: کتاب «افکار یک مرد خردمند» (مجموعه پندها و افکار فلسفی تولستوی در سالهای پایانی عمرش)

این جمله، ساده‌ترین و در عین حال عمیق ترین توصیه ایست که میتوان به یک انسان کرد. خوشبختی، نه در دور دستها، که در همین لحظه، در همین «بودن» نهفته است. شاید کافی باشد که دست از تلاش برای «شدن» برداریم و اجازه دهیم «باشیم».


۲. اسکار وایلد — Oscar Wilde 🎭

"Be yourself; everyone else is already taken."
(خودت باش؛ بقیه قبلاً گرفته شده اند.)

منبع: این جمله از نامه ها و مقالات انتقادی وایلد، به ویژه تفکراتش در مقاله «روح انسان در زمان سوسیالیسم» استخراج شده است.

در دنیایی که همه سعی میکنند شبیه دیگری باشند، اصیل‌ترین کار، «خود بودن» است. این جمله، یک دعوت به رهایی از قیدِ مقایسه و تقلید است. تو فقط یکبار میتوانی خودت باشی، پس چرا دیگری را بازی کنی؟


۳. آلبر کامو — Albert Camus ☀️❄️

"In the depth of winter, I finally learned that within me there lay an invincible summer."
(در ژرفای زمستان، سرانجام آموختم که درون من، تابستانی شکستناپذیر وجود دارد.)

منبع: این جمله از مقاله «بازگشت به تیپازا» در کتاب «تابستان» (L'Été) نوشته کامو در سال ۱۹۵۲ است.


۴. ویرجینیا وولف — Virginia Woolf 🪞

"No need to hurry. No need to sparkle. No need to be anybody but oneself."
(نیازی به عجله نیست. نیازی به درخشیدن نیست. نیازی نیست کسی جز خودت باشی.)

منبع: کتاب «اتاقی از آن خود» (A Room of One's Own) که در سال ۱۹۲۹ بر اساس سخنرانی‌های وولف در دانشگاه کمبریج منتشر شد.

این جمله، یک نفس عمیق در دنیای پرشتاب امروز است. وولف به ما اجازه میدهد که آرام باشیم، ندرخشیم و فقط خودمان باشیم. اجازه‌ای برای رها شدن از فشارهای بی‌پایانِ «باید شدن».


🌸 حرف آخر…

این چهار جمله، هرکدام پنجرهای به یک دنیای متفاوت هستند.
تولستوی به ما می‌آموزد که خوشبختی در «بودن» است.
وایلد ما را به اصالت دعوت میکند.
کامو به ما یادآوری میکند که تابستانی شکست‌ناپذیر درونمان داریم.
و وولف به ما اجازه میدهد که فقط خودمان باشیم، بدون عجله و اجبار.

شاید این جملات، همان چیزی باشند که امروز به شنیدنش نیاز داشتی. 🕊️

پی‌نوشت:
شما کدام جمله را بیشتر دوست داشتید؟ آیا جمله‌ای هست که این روزها بیشتر از هر چیز دیگری به دلتان نشسته باشد؟ خوشحال میشوم در پیام‌ها برام بنویسید. 🌸💬

اگر تا به حال با داستان ما می‌توانیم آشنا نشده‌اید، می‌توانید از اینجا شروع کنید:

ما می توانیم، قسمت اول:سایه هایی در مه

ما می توانیم، قسمت دوم:بازگشت به دالان گلوله ها

ما می توانیم، قسمت سوم:قمار با کدهای سوخته

ما می‌توانیم، قسمت‌ چهارم:شمارش معکوس در تالار سایه‌ها

ما می‌توانیم، قسمت پنجم: در رگ‌های تاریکی

ما می‌توانیم، قسمت ششم:سه ضربه برای نجات

ما می‌توانیم، قسمت هفتم:خواهران

ما می‌توانیم، قسمت هشتم: آخرین امانت

ما می‌توانیم، قسمت نهم:اعتراف وینکلی

ما می‌توانیم، قسمت دهم:بازگشت

ما می‌توانیم، قسمت آخر:ما توانستیم

💖 حمایت شما موجب دلگرمی من است 💖

۰
۰
Fateme
Fateme
نویسنده جهانی است که در جسم انسانی اسیر شده است. - ویکتور هوگو -
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید