ویرگول
ورودثبت نام
Fateme
Fatemeنویسنده جهانی است که در جسم انسانی اسیر شده است. - ویکتور هوگو -
Fateme
Fateme
خواندن ۲ دقیقه·۶ روز پیش

پشت صحنه مغزهای نابغه: خرافات و عادات عجیب نویسندگان🧠

همه ما نویسنده‌ها رو با کتاب‌هاشون می‌شناسیم، اما پشت میز تحریرشون، دنیای عجیبی از عادت‌ها و وسواس‌ها وجود داره.

۱- چارلز دیکنز (Charles Dickens) — وسواس چیدمان میز 🪑

دیکنز تا زمانی که تمام وسایل روی میزش به یک ترتیب بسیار دقیق چیده نمیشد، دست به قلم نمیبرد. این وسایل شامل یک جاقلمی برنزی با مجسمه چند سگ تازی، یک مجسمه برنزی کوچک از مردی که با قورباغه‌ها بازی میکرد و یک چاقوی کاغذبری بود.


۲. هاروکی موراکامی (Haruki Murakami) — نظم آهنین و رباتگونه 🤖

موراکامی دهه‌هاست که یک روتین تغییرناپذیر دارد. او روزها ساعت ۴ صبح بدون زنگ ساعت بیدار میشود و ۵ تا ۶ ساعت مداوم مینویسد. بعد از آن، هر روز دقیقاً ۱۰ کیلومتر میدود یا ۱۵۰۰ متر شنا میکند.
او این کارها را نوعی هیپنوتیزم برای دسترسی به بخش‌های عمیق ذهن میداند.


۳. جیمز جویس (James Joyce) — لباس سفید و مدادهای بزرگ 🕶️

نویسنده کتاب «اولیس» به دلیل بیماری شدید چشم، بینایی بسیار کمی داشت. او مجبور بود روی شکم در تخت دراز بکشد، یک کت سفید بپوشد (چون کت سفید نور اتاق را روی کاغذ بهتر منعکس می‌کرد) و با مداد شمعی‌های بزرگ آبی رنگ روی مقواهای بزرگ بنویسد تا بتواند خطوط را ببیند.


۴. ترومن کاپوتی (Truman Capote) — نویسنده کاملاً افقی 🛋️

خالق رمان معروف «در کمال خونسردی»، هرگز پشت میز نمینشست. او خود را یک «نویسنده کاملاً افقی» مینامید؛ یعنی حتماً باید روی تخت یا مبل دراز میکشید تا مغزش کار کند.
خرافات شدید: او هیچوقت داستانش را در روز «جمعه» شروع نمیکرد یا به پایان نمی‌رساند. همچنین اگر مجموع شماره‌های اتاق هتلش به عدد ۱۳ میرسید، فوراً اتاقش را عوض میکرد.


۵. پابلو نرودا (Pablo Neruda) — وسواس جوهر سبز 🌿

شاعر برنده جایزه نوبل، هرگز با خودکار یا جوهر مشکی و آبی نمینوشت. او فقط و فقط از جوهر سبز استفاده می‌کرد؛ چون معتقد بود رنگ سبز، رنگِ «امید» است و به کلمات او روح و طبیعت می‌بخشد.


۶. فریدریش شیلر (Friedrich Schiller) — بوی سیبهای گندیده 🍎

این نمایشنامه‌نویس و شاعر بزرگ آلمانی (دوست صمیمی گوته)، بدون یک بوی خاص نمیتوانست بنویسد! او همیشه تعدادی سیب گندیده را داخل کشوی میز کارش نگه میداشت. وقتی گوته به خانه او آمد و از بوی بد اتاق شکایت کرد، شیلر گفت بدون این بو، حسی برای نوشتن ندارد!


🌸 حرف آخر…

همه‌ی ما عادت‌های عجیبی داریم، اما این نویسنده‌ها ثابت کردن که گاهی همین عادت‌های عجیب، میتوانند کلید ورود به دنیای خلاقیت باشند.

پی‌نوشت:
راستی نظر شما راجع به این عادت‌ها چیست؟ آیا شما هم عادت عجیبی برای مطالعه یا نوشتن دارید؟ خوشحال میشم توی پیام‌ها برام بنویسید. 🌸💬

اگر تا به حال با داستان ما می‌توانیم آشنا نشده‌اید، می‌توانید از اینجا شروع کنید:

ما می توانیم، قسمت اول:سایه هایی در مه

ما می توانیم، قسمت دوم:بازگشت به دالان گلوله ها

ما می توانیم، قسمت سوم:قمار با کدهای سوخته

ما می‌توانیم، قسمت‌ چهارم:شمارش معکوس در تالار سایه‌ها

ما می‌توانیم، قسمت پنجم: در رگ‌های تاریکی

ما می‌توانیم، قسمت ششم:سه ضربه برای نجات

ما می‌توانیم، قسمت هفتم:خواهران

ما می‌توانیم، قسمت هشتم: آخرین امانت

ما می‌توانیم، قسمت نهم:اعتراف وینکلی

ما می‌توانیم، قسمت دهم:بازگشت

ما می‌توانیم، قسمت آخر:ما توانستیم

💖 حمایت شما موجب دلگرمی من است 💖

۰
۰
Fateme
Fateme
نویسنده جهانی است که در جسم انسانی اسیر شده است. - ویکتور هوگو -
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید