ویرگول
ورودثبت نام
فاطمه یاوری
فاطمه یاوری
فاطمه یاوری
فاطمه یاوری
خواندن ۱ دقیقه·۵ روز پیش

تردیدگاه

تردیدگاه

تو، جان من گشتی بناگاه

خود را ندیدی در نگاهم گاه و بی‌گاه؟

از خود، بریدی در آن بزنگاه

آه...

آگاهم به جانم جان من

آهم چه تابان شد

قرص ماه شد

می‌تابد به راهت تا ابد

باشد که راهت بازتاباند نگاهم را

و شب هنگام، بباراند، نگاهت را

چشمت که تر گردد، دگر تردید، برنگردد باز

بگوید هر چه باداباد و بازآید به خود باز

✍ ماه آسمان

#شعر

شعرشعرسپیدشعرکوتاهمدرسه نویسندگیزیبایی
۱
۰
فاطمه یاوری
فاطمه یاوری
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید