تردیدگاه
تو، جان من گشتی بناگاه
خود را ندیدی در نگاهم گاه و بیگاه؟
از خود، بریدی در آن بزنگاه
آه...
آگاهم به جانم جان من
آهم چه تابان شد
قرص ماه شد
میتابد به راهت تا ابد
باشد که راهت بازتاباند نگاهم را
و شب هنگام، بباراند، نگاهت را
چشمت که تر گردد، دگر تردید، برنگردد باز
بگوید هر چه باداباد و بازآید به خود باز
✍ ماه آسمان
#شعر