ویرگول
ورودثبت نام
اشکان حسنی (گاف)
اشکان حسنی (گاف)اگر این درنده خوئی ز طبیعتت بمیرد ، همه عمر زنده باشی بروان آدمیت
اشکان حسنی (گاف)
اشکان حسنی (گاف)
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

ناکجا آباد

هرزگاهی مانند بنایی که به وقت سیگار

دقایقی دست از کار می کشد و چند قدمی به عقب می رود

و نگاهی به دیواری که بالا کشیده می اندازد

چند قدمی به عقب می روم

به سر تا پای زندگیم نگاهی می اندازم

با بوم نقاشی نامتقارنی مواجه می شوم

که هر تلاشی برای یک منظره زیبا را

به بیهودگی ، ها کردن دستان لخت م در زمستان

می کشاند

هر بار که قلموی دلدادگی در دست می گیرم

و یک تنه به لشکر رنگ ها میزنم

گویی که رنگ ها در من چرک مرده می‌شوند

طراوت خود را می‌ بازند

و به هر نقشی رنگ میزنم :

آسمان

درختان

رودها

تن به کبودی می سپارد

آری آبادی من کبود است

آبادی من ‌‌......

ناکجا آباد

۲۷ فروردین 1405

ساعت ۱۲ بامداد

ناکجا آباد
ناکجا آباد

آری‌‌

دلنوشتهدلتنگیشعر
۲
۰
اشکان حسنی (گاف)
اشکان حسنی (گاف)
اگر این درنده خوئی ز طبیعتت بمیرد ، همه عمر زنده باشی بروان آدمیت
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید