
من آن گردشگرم. آن غریبهای که در هر شهری، در هر جنگلی، چاقوی کوچکم را بیرون میآورم و روی تنهی درختی مینویسم. نه نامم را، نه تاریخی را، نه قلبی تیرخورده را. من فقط مینویسم: `a-z`.
تمام الفبا. از اول تا آخر.
و بعد میروم. نمیایستم تا تماشا کنم کسی آن را میبیند یا نه. برایم مهم نیست عابری با تحسین نگاهش کند یا با خشم آن را یک زخم بداند. من فقط مینویسم و میروم.
میپرسید چرا؟
این طغیان من است. طغیان علیه سکوتِ بزرگِ چیزها. علیه آسمانی که پاسخی نمیدهد و زمینی که روزی مرا در خود خواهد بلعید. این `a-z` فریادِ بودنِ من است. گواهی بر اینکه آگاهیِ شکنندهای از اینجا عبور کرده. من نمیخواهم بدانید «که» بودم، فقط میخواهم کائنات بداند «که» بودهام.
این مرگ من است. مرگِ نویسنده. من نمیخواهم سایهام روی نوشتهام بماند. نمیخواهم نیت من، معنا را بر شما تحمیل کند. این الفبا، این بذرِ تمام کلمات، از آنِ شماست. با آن هر داستانی که میخواهید بسازید. هر شعری که میخواهید بسرایید. من خالق نیستم؛ من فقط امکان را به جا میگذارم.
این امضای زبان است، نه امضای من. امضای تمام آنهایی که رنج کشیدند، عشق ورزیدند، اندیشیدند و خواستند چیزی بگویند اما هرگز شنیده نشدند. `a-z`، تمام کلمات ناگفته است.
پس اگر روزی در سفرهایتان، روی پوست زمخت درختی، این ردّ پای عجیب را دیدید، نپرسید چه کسی آن را نوشته. بایستید، نفسی عمیق بکشید و یکی از کلمات خودتان را در ذهن با آن بسازید.
آن لحظه، من دوباره وجود خواهم داشت.
من کارم را کردهام. نوشتهام.
🖋️دکتر رضا قویدل
و رفتهام.