Javadi·۱۱ ساعت پیشبغض بیصدا (۸)هوای خانه، امروز بهتر از همیشه است. غبار دلتنگی از کنج کنج این خانه کنار رفته. چای داخل قوری، عطر و رنگ دیگری دارد؛ انگار برگهایش همین امر…
Javadi·۱ روز پیشبغض بیصدا (۷)با صدای گرم و آشنای کودک خردسالم، چشمانم به روی روز باز میشود؛ او را در آغوش میگیرم، نفسی عمیق میکشم و پیش از هر کاری، گوشی همراهم را بر…
Javadi·۳ روز پیشبغض بیصدا (۶)🤍امروز برای اولین بار بعد از دوازده روز، وقتی از خواب بیدار شدم، حس خفگی همیشگی کمتر بود. انگار آسمان دلم کمی صاف شده بود. هشت روز دیگر د…
Javadi·۴ روز پیشبغض بیصدا (۵)نگو بیست روز، بگو چهارصد و هشتاد ساعت...نگو بیست روز، بگو بیست و هشت هزار و هشتصد دقیقه... نگو بیست روز، بگو یک میلیون و هفتصد و بیست و هش…
Javadi·۶ روز پیشبغض بیصدا (۴)نُه روز از رفتنت میگذرد!این نُه روز یاد گرفتم که چطور بدون تو... شاید نصف روز به این سه نقطهی جملهی قبل فکر میکردم؛ اما هیچ چیز به ذهنم…
Javadi·۷ روز پیشبغض بیصدا (۳)بالاخره صبح شد؛ شبی که گویی تا سپیدهدم، هزار سال به درازا کشید. هزار بار چشم گشودم، ساعت را نگریستم و دوباره سر بر بالش نهادم. گاهی از رخت…
Javadi·۸ روز پیشبغض بیصدا (۲)💔دلم از همهی دنیا گرفتهغصهای به وسعت یک کوهبغض راه گلویم را بستهدنیا، در پس غبار نبودنت برایم خاکستری شده. گویی تمام رنگها از نفس افتاد…
Javadi·۹ روز پیشبغض بیصدا (۱)ساعت چهار بامداد چشمانم را گشودم؛چشمانی که تازه به هم رسیده بود. شاید نیم ساعت، شاید هم کمی بیشتر خوابیده بودم؛ اما بعید میدانم بیش از یک…
Javadi·۹ روز پیشبغض بیصدا«به نام پروردگار نور و دانایی»همه چیز از یک سکوت شروع شد؛ سکوتی که با رفتنت تمام گوشههای خانه را گرفت. مجموعهای از آن سکوتها را در میانه…
Javadi·۱۱ روز پیشدر جستوجوی کلمات تازهسلام به همه همراهان و دوستداران کلمه.نوشتن برای من نهتنها یک حرفه بلکه نوعی زیستن است. از لحظات سخت و شیرین چاپ دو کتاب تا پیچیدگیهای خل…