معذرت می خوام که هنوز مجردی!

نمی دونم این فیلم رو دیدید یا نه؟همون فیلم مربوط به نماز عید فطر امسال که خبرنگار تلویزیون(آقای رضوانی)می خواد با سردار سلیمانی،مصاحبه کنه ولی سردار محترم می گه:«هر وقت دوماد شدی من در خدمتتم!»،بعدشم سوال می پرسه که«چرا دوماد نمی شی؟!»

https://www.aparat.com/v/1Hlmv/%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84_%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%B1%D9%87_%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1_%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%DB%8C%DA%A9_%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1

اصلاً نمی خوام در مورد این فیلم بنویسم.چیزی که می خوام بنویسم محصول مشاهداتم از کسانی است که می شناسم.کسانی که سنی ازشون گذشته ولی هنوز ازدواج نکردند.

کلّی درس می خوانیم به امید اینکه بریم سر کار و بعد هم زندگی.درس که تموم می شه،می فهمیم مدرکمون مفت نمی ارزه.کار و مهارت خاصی هم بلد نیستیم.می ریم استخدام شیم.می گن:«چون تجربه نداری نمی تونیم بهت کار بدیم.»عاشق دختر همسایه مون می شیم،می ریم خواستگاری،بهمون می گن«چون کار نداری،نمی تونیم بهت دختر بدیم!»،با این جمله ی معروف،جواب می دیم:«حاجی!هر کس دندان دهد،نان دهد!»،برادر گردن کلفت دختره که ده سال بدنسازی کار کرده و ده سالم رزمی و خودشم با این که چهل سالشه هنوز مجرده،بهمون می گه:«تا دندونات رو نریختم توی دهنت،پاشو برو گمشو!»

یکی از اقوام که توی شهرستانه و موهاش مثل همین آقای رضوانی(خبرنگار)سفید شده ولی نتونسته ازدواج کنه،تعریف می کرد که رفتم استخدام بشم.بهم گفتند تحصیلاتت پایینه(اون موقع فوق دیپلم داشته) بعدش رفتم ادامه تحصیل دادم تا فوق لیسانس.این بار هر جا رفتم استخدام بشم،گفتن:«کاری که به درد تحصیلات شما بخوره نداریم!»الانم همین بنده ی خدا با مدرک فوق لیسانسش،سیگار می فروشه.وقتی هم بهش خورده می گیرن.می گه:«به یه جایی رسیدم که واسه پول درآوردن،حاضرم موادم بفروشم!»

یکی از همکاران مجردم رو دیدم.خیلی دلخور بود.می گفت:«با این که چند ساله دارم توی قسمتم کار می کنم و از همه هم کار بلدترم و بیشتر کار می کنم،اضافه کردن حقوقم رو منوط کردن به این که برم ازدواج کنم.آخه من اول این که هنوز اینقدر پول ندارم که بتونم خرج و مخارج ازدواجم رو بدم.دوم این که یه بابای پولدارم ندارم که لااقل خرج مراسم ازدواجم رو بده.سوم این که گیریم رفتم ازدواج کردم.با این حقوقی که من می گیرم.هر جوری حساب می کنم،با این کرایه خونه های وحشتناک،برنج کیلویی سی هزار تومن، گوشت کیلویی صد هزار تومن و قیمت های سر به فلک کشیده خرت و پرتای ضروری دیگه،اگر به من و همسرم،به جای رخت رو لباس، خودمون رو مثل آدم و حوا،با برگ هم بپوشونیم،بازم سر ماه یکی دو میلیون کم میارم.پس چه جوری باید ازدواج کنم؟!»

البته موارد خاص هم بوده.مثلاً یه بچه محلّ داشتیم که اصلاً سر به راه نبود.جز کسانی بود که به نظرم اصلاً نباید ازدواج می کرد.نه درس درست و حسابی خونده بود،نه کاری بلد بود و نه می تونست پرهیزکاری پیشه کنه.هر چند روز یکبار هم با یه دختری می دیدیمش.ولی خُب چون بهم یاد داده بودن که حُسن ظن داشته باشم،همیشه به خودم می گفتم که با این یکی دیگه قصد ازدواج داره یا این که خواهرشه،با این که می دونستم یه خواهر بیشتر نداره!آخرشم رفت از یه خانواده پولدار،دختر گرفت.پدر زنه، براش یه کار با حقوق مکفی،جور کرد.یه واحد خونه و یه دونه ماشینم،به عنوان کادوی ازدواج،داد به دخترش. بنابراین:الان هم کار داره،هم ازدواج کرده و هم از لحاظ مسکن و ماشین،مشکل خاصی نداره.که من رو یاد اون ضرب المثلی می ندازه که می گه:«نه چک زدیم نه چونه،عروس اومد تو خونه!»یا یاد ضرب المثلی که فقط از زبون مادر بزرگ مرحومم می شنیدم:«نداشتن و نبافتن،دولّا شدند و یافتن!»

بعضی از مواقع هم که دختر به طرف نمی دن به خاطر شغلیه که داره.مثلا تا اونجایی که من می دونم الان توی همین مملکت،خیلی ها به این راحتی دختر به آخوند،نظامی و خیلی از مشاغل دیگه نمی دن.و دلایل قرص و محکمی هم برای خودشون دارند.ترجیح می دن دخترشون به کسی بدن که هم از لحاظ مالی هیچ مشکلی نداشته باشه و هم شغلش بدون دردسر باشه.

به هر حال این رو هم باید قبول کنیم که ازدواج یک امر کاملاً شخصی است و ما نمی توانیم وقتی شرایط کسی رو نمی دونیم،بهش تحمیل کنیم که برو ازدواج کن.اگر فردا رفت ازدواج کرد و به مشکل اساسی خورد، کدوم یکی از ما که اون رو به ازدواج تحریک کردیم،حاضریم پشتش بایستیم؟

از کی دیگه به کسی نگفتم برو ازدواج کن؟

یکی از دوستانم رو کلّی نصیحت کردم که بروم ازدواج کن.ازدواج فلانه.ازدواج بهمانه.اون که کلّی روی حرفای من حساب می کرد،رفت ازدواج کرد.یه روز اومد یه کاغذ داد دستم.گفتم:«این چیه؟!»،گفت:«این لیستی هست که زنم داده تا واسه مهمونی امشب خرید کنم.فک و فامیلاش رو دعوت کرده.یه قرونم پول ندارم.مگه تو نمی گفتی برو ازدواج کن،من پشتت هستم.علی الحساب برو این لیست رو بگیر بیار تا بعدش...!»منم که اون روز خوشگل،شش تا شپش ته جیبم جفت چارکش بازی می کردند،خداوکیلی موندم چی بهش بگم.

توی این شرایط و اوضاع و احوال پیچیده ای که همه مون ازش خبر داریم.این خیلی توقع زیاد و دور از انصافی است که چون طرف به هزار دلیل نتوانسته ازدواج کنه در جواب این سوال ما که:«چرا دوماد نشدی؟»جواب بده: «معذرت می خوام که هنوز مجردم!»در حالی که خودمون می دونیم که خیلی از ما وقتی به جوان خوبی می رسیم که هنوز دوماد نشده،باید بگیم:«معذرت می خوام که هنوز مجردی!»


دو مطلب قبلیم:

https://virgool.io/@Jalal-Mohseni-Sh/%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%BE%D8%AE%D8%B4-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88-%D9%87%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%B4-xc8eadrk07cy
https://virgool.io/@Jalal-Mohseni-Sh/%D8%AF%D8%B1-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-%D8%A2%D8%B2%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-vzutt5oztcak

حُسن ختام:فیلم طنزی که با تغییر دوبله ی بخشی از فیلم فوق العاده«فارست گامپ»ساخته شده و بی ارتباط با این مطلب نیست:

https://www.aparat.com/v/BaMLR
یه چیزی دیگه بنویسم و صفحه رو ببندم.مطلب بعدیم که در مورد یک کتابه و ان شاءالله عصر فردا منتشرش می کنم،خیلی طولانی شده.ولی لطف کنید برای این که خستگی به تنم نمونه،بازش کنید و بخونیدش.قول می دم هیچ کدومتون دست خالی نرید.دم شما گرم که با بد و خوبم می سازید و مثل همیشه هوام رو دارید.