ویرگول
ورودثبت نام
کیمیا
کیمیابرآنم که آرام نگیرم...
کیمیا
کیمیا
خواندن ۲ دقیقه·۱۷ ساعت پیش

ارتباط پذیرش و مسئولیت پذیری

وقتی ذهنت مشغول باشد لباس ها هم جمع‌آوری نمی شوند. به این رسیدم که وقتی با خودت در صلح باشی دیگر مقاومتی نسبت به مسئولیت نمی‌ماند. و صلح با خود احتمالاً همان پذیرش است. پذیرش اینکه چرا یکسری از کارها نیاز به روتین دارند و چرا انجامشان به نفعمان است. گاهی هم باید پذیرفت که ذهن ما فرار می‌کند چون چیزی در وجودمان نیاز به مراقبت دارد.گاهی خستگی و سرکوب احساس است که در کارِ خانه خودش را نشان می‌دهد.

و پذیرش امری همیشگی نیست. برخلاف تصورم که می‌گفت «وقتی چیزی را بپذیری و آگاه شوی،دیگر راه برگشتی وجود ندارد» روزی در هزارتوی افکار گم شدم و راه خروج به پذیرشی خاک خورده ختم شد. پذیرشی که زمان زیادی را برای درک و هضم کردنش صرف کرده بودم.

پذیرش نقطه ی آغاز همه چیز است. حالا جالبه که ارتباطی بین پذیرش و کمالگرایی هم وجود دارد. در کمالگرایی شما ناکامل بودن دنیا را که یک حقیقت است ، نمی پذیرید. از این جهت پذیرش خیلی رفتارها ،‌موقعیت ها و خودتان سخت و گاهاً ناممکن می‌شود. اینگونه ناکارآمد می شویم. چون پذیرشی اتفاق نیوفتاده و مسئولیتی بر عهده گرفته نشده ، در نتیجه اقدامی هم اتفاق نمی‌افتد. در کوچینگ هم کوچ اول از مسئولیت‌پذیری و تعهد مراجع مطمئن می‌شود و سپس جلسات را آغاز می‌کند.

اصلاً فردی که مسئولیت خودش و زندگی را برعهده نگیرد چطور قادر به تغییر است؟

خب احتمالاً در پی تغییر دنیاست و از خود هیچ نمی‌خواهد اما از جهان همه چیز...

تعریف فعلی ام از پذیرش دیدن واقعیت ها است بدون فرار و یا توجیه و در ادامه مسئولیت پذیری واکنش آگاهانه ی ما به آنچه که پذیرفته ایم است.

زمانی که با خودت می‌گویی : این شرایطیه که دارم و برای حرکت بعدی حق انتخاب دارم.

در این زمان رشد یواش یواش حاصل می شود.شاید مسئولیت از جایی شروع می‌شود که با خودمان مهربان‌تر و صادق‌تر می‌شویم.

شما ارتباط مسئولیت پذیری و پذیرش را چطور می‌بینید؟ اصلاً تعریفتان از این دو مفهوم چیست؟

مشتاقم نظراتتون را مطالعه کنم.

۰۴/۱۱/۱۶

کیمیا

مسئولیت پذیریپذیرشزندگیروانشناسیسلامت روان
۱۲
۵
کیمیا
کیمیا
برآنم که آرام نگیرم...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید