
به واقع عشق کدام است؟
خورشیدی که همهگیر سرازیر میشود یا مهتابی که تنها برای بیداران، روشن است؟
عاشقتر کدام است؟
اتاقی که در دل شب، روشن است یا آنکه گرمایش در نهایت روز، پرشور است؟
جستجوی برهانی برای پریدن یا بیچون و چرا غرق شدن؟
پرندهای که ترک قفس را ترک وطن پنداشته یا آنکه رها در آسمان است؟
دلیل، معنا را جان میبخشد یا شمشیر برنده بر شاهرگ است؟
اصلا دلیل چرا؟
کاوش بیوقفه علت، خود نوعی فقدان معلول نیست؟
دلایل گاهی سرچشمه آگاهی از نیستیاند؛ و نیستی، سرآغاز هستی.
و کاش بیدلیل بودن، دلیلی از منطق دنیا بود.