صدای خندهات نغمه گوشم میشود،
تو اگر باشی.
آغوشت برایم جهانی دیگر میشود،
تو اگر باشی.
نگاهت پر از حرف است، زبان نگاهت چیست؟
به من بگو.
به تلاطم عشقت خود را خواهم سپرد،
تو؛ اگر باشی.
تا دستانت میتوانم بگیرم گلهای ندارم،
فقط اگر باشی.
من آن گلیام که دلتنگ باغبانش میشود؛
اگر آن باغبان، تو باشی.
تو آن ترانهای که هر روز مرورش میکنم؛
اگر آن ترانه، تو باشی.
وجودت از هر چیز واجبتر است، انکار نمیکنم؛
اگر آن هم، تو باشی.