ویرگول
ورودثبت نام
مهرداد قربانی
مهرداد قربانیحقیقتِ دست‌کاری‌شده با کمی تخیل
مهرداد قربانی
مهرداد قربانی
خواندن ۲ دقیقه·۶ روز پیش

آدم‌هایی که از تو متن‌ها وارد زندگیم شدن

تا حالا شده فقط با خوندن نوشته‌های یه نفر، حس کنی بهش علاقه‌مند شدی؟ نه این‌که طرف رو دیده باشی، نه صداشو شنیده باشی، نه بدونی دقیقا کیه و کجای این دنیاست؛ فقط نشستی و نوشته‌هاش رو خوندی و یهو دیدی داری بهش فکر می‌کنی. به لحنش، به مکث‌هاش، به جاهایی که حرفو نصفه ول کرده یا جایی که انگار دقیقا همون چیزی رو نوشته که تو هیچ‌وقت بلد نبودی بگی. 

یه جور دلبستگی عجیب که نه اسمش عشقه، نه دوست‌داشتن معمولی؛ بیشتر شبیه اینه که یکی از یه جای دور، از توی یه متن، دستشو گذاشته روی همون زخمی که همیشه سعی می‌کردی پنهونش کنی. 

در واقع تو اینجور مواقع عاشق خود اون آدم نمی‌شی، عاشق طرز دیدنش می‌شی، عاشق شجاعتی که تو نوشتنشه، عاشق صداقتی که تو زندگی واقعی کمتر پیداش می‌کنی. شاید حتی اگه از نزدیک ببینیش، هیچ حسی نداشته باشی؛ اما توی نوشته‌هاش، یه نسخه‌ای ازش هست که خیلی راحت می‌تونه دلتو ببره. 

این مدل دلبستگی ترسناکه، چون این علاقه قرار نیست به دیدن، حرف‌زدن یا حتی رسیدن ختم بشه. تو عاشق چیزی شدی که فقط تو کلمه‌ها زنده‌ست. برای همین هم نه می‌تونی رهاش کنی، نه می‌تونی بهش نزدیک‌تر بشی. یه جور وابستگی معلق که فقط با خوندن نفس می‌کشه.

آخرش هم می‌رسی به این تناقض عجیب: این علاقه واقعی به نظر میاد، اما هیچ جای واقعی‌ای تو زندگیت نداره. نه می‌تونی راجبش حرف بزنی، نه می‌تونی در موردش تصمیمی بگیری. فقط می‌مونه؛ مثل یه احساس خصوصی که هر بار با خوندن چند خط، دوباره زنده می‌شه و یادآوری می‌کنه آدم چقدر راحت می‌تونه از راه کلمه‌ها عاشق بشه.

با این‌همه، تجربه من یه چیز دیگه هم می‌گه. من بعضی از بهترین دوست‌های زندگیم رو دقیقا به همین شکل پیدا کردم. اول فقط نوشته‌هاشون رو می‌خوندم، بی‌هیچ قصد و برنامه‌ای. بعد کم‌کم  اسم‌شون دیگه برام غریبه نبود، چون با دنیاشون آشنا شده بودم و بلاخره یه روز دیدم که دوست‌شون دارم.

اما برای من اکثر دوستی‌هایی که از دل کلمه‌ها شروع شدن، بعد راهشون رو به گفت‌وگو باز کردن، به دیدار، به رفاقت واقعی. بعضی از این رابطه‌ها الان بیشتر از یک‌ دهه عمر دارن؛ دوستی‌هایی که از خیلی آشنایی‌های عادی عمیق‌تر و موندگارتر شدن. 

انگار کلمه‌هامون قبل از خودمون با هم آشنا شده بودن و وقتی بالاخره به هم رسیدیم، دیگه چیزی برای اثبات‌کردن باقی نمونده بود. 

برای همین، هرچقدر هم که عاشق‌شدن از راه نوشتن خطرناک به نظر بیاد، نمی‌تونم انکار کنم که گاهی همین مسیر، امن‌ترین و صادقانه‌ترین راه برای رسیدن به آدم‌هایی بوده که هنوز هم تو زندگیم موندن.

برای شما هم تا حالا پیش اومده این مساله؟!

عشقنویسندگیادبیاتروانشناسیسلامت روان
۶۲
۵۷
مهرداد قربانی
مهرداد قربانی
حقیقتِ دست‌کاری‌شده با کمی تخیل
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید