ویرگول
ورودثبت نام
مهرداد قربانی
مهرداد قربانیهر چی پیچیده‌تر، برای من وسوسه‌انگیزتر
مهرداد قربانی
مهرداد قربانی
خواندن ۱ دقیقه·۹ ماه پیش

نوشتن همان «دیدن» است

وقتی از نویسندگی حرف می‌زنیم، اغلب به فرایند نوشتن فکر می‌کنیم؛ به مهارت نویسنده در استفاده از زبان، تسلطش به سبک و دستور زبان و توانایی‌اش در روایت‌پردازی. اما اگر این لایه‌های سطحی را کنار بزنیم، در بنیاد نویسندگی چیزی جز «دیدن» نمی‌یابیم. نویسنده پیش از آنکه نویسنده باشد، یک بیننده‌ی استثنایی است. کسی که جهان را با زاویه‌ای متفاوت از دیگران می‌نگرد. بدون این نگاه، متن چیزی بیش از بازگوییِ کلیشه‌ای و بی‌روح وقایع نخواهد بود.

 نویسنده پیش از آنکه کلمه‌ای روی کاغذ بیاورد، ناچار است بایستد و نگاه کند. نگاه به پدیده‌ای که می‌خواهد روایت کند، به تجربه‌ای که قصد دارد بازآفرینی کند، یا حتی به ذهن خودش که قرار است موضوع نوشتن باشد. در زندگی روزمره، ما اغلب با سرعت از کنار وقایع می‌گذریم و تنها سطح آن‌ها را لمس می‌کنیم. اما نویسنده باید مکث کند، و به جزئیات بنگرد؛ شکل، رنگ، حرکت، یا حتی غیاب و سکوتی را که در صحنه حضور دارد. این نگاه دقیق، مواد خام نوشتن را برای او فراهم می‌کند. نگاهی که عمیق‌تر، دقیق‌تر و چندبُعدی‌تر از نگاه معمولی عمل می‌کند.

در حقیقت، نویسندگی چیزی جز انعکاس همین نگاه شخصی نویسنده نیست. آنچه در نهایت روی کاغذ می‌آید، بازتاب همان مکث‌ها و همان مشاهده‌های طولانی است. از این منظر، می‌توان گفت نویسنده پیش از هر چیز باید چشم‌هایش را تربیت کند؛ تمرین در مکث، در توجه به تفاوت‌ها، در کشف الگوها و در تشخیص زاویه‌ها. تمرین اصلی او نه در ردیف کردن واژه‌ها، بلکه در یادگیریِ تماشا کردن است. هرچه این نگاه دقیق‌تر شود، متن نیز شفاف‌تر و غنی‌تر خواهد شد. و اگر این پایه فراهم نشود، هیچ فن نگارشی و هیچ تکنیک روایی نمی‌تواند متن را نجات دهد.


نویسندگینوشتنادبیاتسلامت روانروانشناسی
۹۲
۲۸
مهرداد قربانی
مهرداد قربانی
هر چی پیچیده‌تر، برای من وسوسه‌انگیزتر
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید