ویرگول
ورودثبت نام
نایتینگل
نایتینگلفانوس به دست در انتهایِ شبی تار؛ به امیدِ صبحی دِگَر؛
نایتینگل
نایتینگل
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

تن پوشِ قرمزِ زندگی؛

زندگی، ای عزیزکِ لجوجِ لجبازِ یک دنده

تو، خودِ تو به من بگو رویِ خوشت را نگه داشتی به چه کسی نشان بدهی؟ به کدام یک از ما؟ چرا هیچ کس تا به حال ندیدتش؟ رویِ خوشت را کجا قایم کردی؟ کدام پستو؟ کدام دخمه، کدام گنجه؟ کجا به دنبالش بگردیم؟ پس چرا هیچ یک از ما پیدایش نمی کنیم؟

کاش مثل وقتی که دیرت شده و عجله داری و از مامان ها آدرس فلان پلیورِ قرمزِ گَرم با بافتِ دُرشت را می گیری و آنها هم میگویند همان جاست؛

بگی :« همون جاست، همون جا گذاشتمش، بگرد، با دقت بگرد، همین دیروز شستمش؛ از غبار و چرک شستمش پهنش کردم دم آفتاب، خشک که شد، بوی نور که به تار و پودش نشست، تا کردم گذاشتمش همون جا؛ همون جاست، درست ببین!»

و لابد من باز بگم :« نیست، هرچی گشتم نیست. خودت بیا ببین کجا گذاشتیش، فقط زودتر، زود بیا داره دیرم میشه.»

و تو بگی :« خیله خب اصلا خودم اومدم پیداش کنم.» و این مابین تهدیدی هم بکنی که اگه پیداش کردم اونوقت من می دونم و تو!

و من تخس سینه جلو بدم و بگم :« باشه اگه پیداش کردی هرکاری خواستی بکن.»

و تو بیایی و به طرز همیشه معجزه آسایی دست کنی همون جایی که هزار بار گشتم و پیداش کنی و بذاریش کف دستم و بگی :« بفرما اینم رویِ خوش زندگی، نگفتم همون جاست؟»

آخ.. پس کو، کجاس این رویِ خوشت؟ ببین، همه جا را گشتم؛ توی کمد، روی میز، پشت صندلی، توی کشو، جلوی آینه، حتی زیر تخت؛ کو پس کجا گذاشتیش؟

بیا، بیا و خودت پیداش کن تهدیداتم به جون می خرم بیا اصلا اگه پیداش کردی قبول ، اگه پیداش کردی هرچی تو بگی قبول. فقط بیا، بیا و پیداش کن؛ پیداش کن که داره دیرم میشه.

زندگیدلنوشتهروزمرگیدلتنگیداستان
۸
۰
نایتینگل
نایتینگل
فانوس به دست در انتهایِ شبی تار؛ به امیدِ صبحی دِگَر؛
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید