ویرگول
ورودثبت نام
Parham.Saboor
Parham.Saboorپرهام صبور(م ح) شاعری تازه کار اینجا فقط از ته قلبم مینویسم اشعارم رو تحت عنوان یک روایت ۱۰۰ساله قرار می‌دهم
Parham.Saboor
Parham.Saboor
خواندن ۱ دقیقه·۱۳ روز پیش

شانه

نام دفتر:یک روایت ۱۰۰ساله

قالب شعر:سپید

سرت آرام به روی شانه‌هایم بگذار

بگذار نسیم نفست مرا با خود همراه کند

بگذار نوازش موهایت مرا آرام سازد

و این است حس زیبای عاشقی

و من ..

چشمانم را می‌بندم تا فاصله‌ها را فراموش کنم

و تصور می‌کنم که باد، بوی عطر تو را با خود همراه کند

کاش می‌توانستم این دلتنگی را در آغوشِ تو آرام سازم

و بدان که تو، تمامِ دنیایِ منی و حسِ زیبایِ عاشقی

من در این سکوتِ شب، نامت را زمزمه می‌کنم

و ستاره‌ها را به چشم‌انتظاریِ تو می‌دوزم

تا زمان بایستد و این لحظه‌ی خیالی جاودانه شود

و من، با هر تپشِ قلبم، عشقِ بی‌پایانِ تو را حس کنم

تو نقطه‌ی امنِ منی، حتی از هزاران کیلومتر دور

و آغوشِ تو، پناهگاهِ تمامِ طوفان‌هایِ من است

بگذار ماهِ شب، جایگزینِ نگاهِ مهربانت شود

تا من در خواب، باز هم نوازشت کنم و آرام سازم

من مالِ توام، در هر نفس و در هر خیال

و منتظرِ لحظه‌ای‌ام که این شعر، به واقعیتِ آغوشِ تو تبدیل شود

تا دیگر فاصله‌ای نباشد و فقط تو و من باشیم

و این حسِ زیبایِ عاشقی، ابدی و جاودان شود

#پرهام_صبور

آغوشدلتنگیعاشقانهمعشوق
۳۸
۵
Parham.Saboor
Parham.Saboor
پرهام صبور(م ح) شاعری تازه کار اینجا فقط از ته قلبم مینویسم اشعارم رو تحت عنوان یک روایت ۱۰۰ساله قرار می‌دهم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید