یسنا سعیدی·۳ ماه پیشبرای تواگر زندگیم یک کتاب بود،صفحه ی تو گوشه ای خمیده داشتکه بخوانم تو را هر روزو ببینمت هر لحظه؛صفحه ی تو هرگز با ذوق چشمانم غریب نبود، با این حا…
آقای شاید ...!·۳ ماه پیشبغل داریم تا بغل!من برایِ سرپا ماندن، به ستونی از جنسِ تنِ تو نیاز دارم که زیرِ فشارِ اینهمه دلتنگی، له نشوم.
گلناز تقوائی·۳ ماه پیششعر سپید " تنهائی" تنهاییگلناز تقوائی همیشه او را دوست داشتمهمیشه او را میستودمبرایَش احترام خاصی قائل بودمانگار اوست…
Roghayeh·۵ ماه پیشان گوشه خیالاتمبادبانها جمع شدند و کشتی از حرکت ایستاد. مسافران خسته، نفسی آسوده کشیدند. همه روی عرشه کشتی جمع شده بودیم. من هم مانند بقیه، سرگردان، نمی…
Amaryllis·۵ ماه پیشبستر افسردگیو اکنون که تو در تخت زیبای خود ارمیده ای من به دلتنگی ابرهای پاییز می بارم و تو تصور نمیکنی که چقدر محتاج مهربانی تو هستم آنگاه که اخرین دی…
سیده زهرا بهرامی·۵ ماه پیشکتاب “در آغوش خود”نویسنده: سیده زهرا بهرامی _موضوع:خودپذیری و خودیاری _ سال انتشار:۱۴۰۴