نام دفتر:یک روایت ۱۰۰ساله
قالب شعر:سپید
در سکوتِ شب، که جهان در خواب است،
عشق ما، تنها و تنها، در میانِ این سکوت، ناب است.
ماه، از پنجره، با نگاهی شرمسار،
میزند بر درِ خیالِ ما، با شکوه و وقار.
نورِ شمع، بر رخسارِ تو، رقصِ آرام دارد،
در نگاهت، غمی از دلتنگی، و لذتی از تمام دارد.
دست در دست هم، و نفسها، در هم آمیخته،
گویی تمامِ هستی، در این اتاق، غرقِ این پیوند، بینظیره.
نمیگویم که کلمات، چه میتوانند بگوید،
که در این شب، تنها عشق، به زبانِ سکوت، میگوید.
هر تپشِ قلب، قصهای از وصال است،
و هر نگاه، در این شب، یک دنیای بیمثال است.
ای معشوقِ من، در این شبِ مهآلود و زیبا،
تو تنها روشنیِ من هستی، در این جهانِ غریبا.
#پرهام_صبور