نام دفتر:یک روایت ۱۰۰ساله
قالب شعر :سپید
موی خیسِ دخترانه، فتنهی شبهای یاره
عطر لبخندش روانه، بر دلم صد بیقراره
مزهی لبهای شیرین، آبِ لبدمزدنش
مینشیند بر دلم، مثل نسیمِ اضطراره
چشم او دریای آبی، غرق من در عمق آن
در نگاهم میچکد عشق، قطرهقطره بیگذاره
هر نسیمی از میانِ زلفهای خیس او
پر زده در سینهی من، شعلهی شوقِ شراره
گامهای نرمِ یارش، ماه را شرمنده کرد
لبخندش آرامِ جان، معجزهی هر انتظاره
قلب من در دست او، مثل بارانِ سحر
میتپد آرامآرام، عاشق و بیاستعاره
سر به دامانش گذارم، تا ابد مهمان عشق
موی خیس و بوسهی او، قصهی نابِ هماره
#پرهام_صبور