کیه که وقتی بحث تنوع طلبی میاد، قضاوت نکنه؟ این روزها شبکه های اجتماعی پره از حرفهای زرد. از اینکه مردها ذاتا فلانن، زن ها ذاتا فلانن.
کدومش درسته واقعا؟
چند وقت پیش داشتم فکر میکردم وقتی توی زمان قدیم، مردها حرمسرا داشتن، فاتح ها، چندین معشوقه داشتن، چی شد که رسیدیم به تعهد؟ اصلا تعهد یه چیز غریزیه یا یه چیز فرهنگی؟
شاید تنوع طلبی چیز غریزی باشه؟ چطور ممکنه که توی خاور میانه، سلاطین حرمسرا داشتن و از اون طرف ناپلئون بناپارات به تک همسری اعتراض میکرده؟!

حقیقت اینه که تنوع طلبی تا یه حدی توی غریزه ی انسان هست. این قضیه خیلی محدود به جنسیت نیست. از اوایل زندگی انسان های اولیه هم مردها هم زن ها موقع انتخاب شریک میومدن ویژگی های اون آدم رو برای بقای نسلشون در نظر میگرفتن.
زن ها موقع انتخاب این رو در نظر میگرفتن که یه مرد توی شکار بهتره و از اون طرف یه مرد جثه ی قوی تر و سالمتری برای پدر شدن داره.
مردها هم همینطور.
به عبارتی دیگه میل به تنوع ژنتیکی (برای سلامت نسل بعد) باعث میشد هم زنها هم مردها جذب افراد جدید بشن.
ولی خب حقیقت اینه که همون بقای نسل شد محرک بشر برای تعهد! فرزند مردها به واسطه ی تعهد از امنیت و تغذیه و مراقبت بهتری برخوردار میشدن و زن ها موقع تعهد، فرزندان مورد حمایت تری میداشتن چراکه هیچ شبهه ای در مورد اینکه پدر بچه چه کسیه وجود نداشت.
تمدن، قانون و مذهب تکهمسری رو تبدیل به یه هنجار کردن چون:
برای فرزندان امنیت اجتماعی بیشتری داشت
تقسیم منابع (مثل ارث و غذا) منصفانهتر میشد
حس مالکیت و وفاداری باعث کنترل رفتار اجتماعی میشد

در اصل، تکهمسری بیشتر یه ساختار فرهنگی-اجتماعیه تا یه نیاز بیولوژیک خالص.
ناحیهی پاداش مغز (dopamine system) از تازگی لذت میبره اما همزمان، سیستم اکسیتوسین (هورمون دلبستگی) و وازوپرسین باعث پیوند بلندمدت میشن.
یعنی مغز ما دو نیرو داره که همیشه در تضادن:
یکی میگه «کسی جدید رو تجربه کن»
یکی میگه «بمون، چون این امنه»
در واقع، عشق پایدار حاصل جنگ بین دو سیستم در مغزه.
تعهد ترکیبی از جفتشه. انسان فقط یه موجود زیستی نیست. وقتی عاشق میشه، وقتی حس تعلق پیدا میکنه یا حتی وقتی حسادت میکنه، داره از بخش انسانی مغزش استفاده میکنه، نه فقط غریزی. همون بخشیه که باعث میشه بعضیا از رابطهی پایدار لذت ببرن نه از تنوع.

شاید ته تهش ما دنبال تنوع نیستیم، دنبال معناییم. دنبال کسی که وسط همهی انتخابهای مختلف، حس «خونه» بده. شاید تعهد همون لحظهایه که تنوع جذابیتش رو از دست میده.
شاید تعهد معادله ایه متشکل از بلوغ، آدم درست و زمان درست!